{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در بروی من ، به کوی صبر رو کردم

چو بستی در بروی من ، به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی ، به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم ، نقش تو در خود جستجو کردم

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم ....
دیدگاه ها (۱)

ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﮔُﻞ ﻣﯽ ﭘﺴﻨﺪﺩ،ﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﮔِﻞ ﻣﯿﮑﺸﺪﻫﺮﭼﻪ ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ، ﺍﺯ ﺧﺎﻣﯽ...

ﻣﺮﺍ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﯽﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔ...

به تو ای دوست سلام!حالت آیا خوبست؟روزگارت آبیست؟همه اینجا خو...

, زندگی یعنی بمیری در هوای یک نفرمرده باشی جان بگیری با صدای...

Wepart 24*صبح*مایا: *وقتی چشمامو باز کردم خودمو برهنه تو ب...

P12 عروس فراری من مایکی رو به زور و با هزار تا بدبختی بردم ب...

my love part 22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط