P12
P12
عروس فراری
من مایکی رو به زور و با هزار تا بدبختی بردم بیرون که دوریاکی بخریم و همینطوری مجبورش میکردم بیاد مغازه های دیگه رو ببینیم ( مایکی رو زیادی مهربون نشون میدم ؟)
مایکی : ا/ت اگر این آخرین مغازه نباشه من میدونم تو
ا/ت : این دیگه اخریشه به جون خودم
وقتی تو مغازه بودن ا/ت همش گوشیش رو چک میکرد تا ساکورا بلاخره زنگ زد ا/ت هم سریع مایکی رو کشید برد عمارت وقتی وارد شدن توی دیزاین انواع سایز های دوریاکی بود
همه : سورپرایززززز🥳🎉🎊
مایکی چند ثانیه فقط نگاه کرد همه نگران شدن جر بخورن ولس مایکی یه لبخند خیلی ریزی زد
ا/ت بزرگ ترین دوریاکی رو بغل مایکی داد
ا/ت : مبارکککک امسال دیگه نباید اخم بکنی !
مایکی : میدونی یه چیزی میگی که نمیشه
صداش یکم شوخی هم توش بود ولی خیلی کم
ا/ت : حداقل تلاشت رو بکن دیگه
اون شب کلی خوشگذروندن و خندیدن
پرش زمانی بعد از تولد
ویو ا/ت
چشمام رو باز کردم سرم درد میکرد و چشمام سنگین بود کلی مشروب ( 🤣 ) خورده بودیم
چشمام رو کامل باز کردم دیدم اولش یکم بد بود
دست یکی رو رو شونم حس کردم دیدم ریندوع خدا میدونه دیشب چی کارا کردن ( منحرففف) بلند شدم اول یکم تلو تلو خوردم ولی حالم درست شد بلاخره ! کانامه هم که اصلا اوف کوکو رو مثل بچش بغل کرده
رفتم یه آبی به صورتم زدم و یه چیزی خوردم
.
.
.
خب خب عزیزانم جرم ندین لطفاااا 🤣
میخوام کل درخواستی ها رو کنار هم بزارم پس یکمممم بیشتر صبر کنین 🤣
عروس فراری
من مایکی رو به زور و با هزار تا بدبختی بردم بیرون که دوریاکی بخریم و همینطوری مجبورش میکردم بیاد مغازه های دیگه رو ببینیم ( مایکی رو زیادی مهربون نشون میدم ؟)
مایکی : ا/ت اگر این آخرین مغازه نباشه من میدونم تو
ا/ت : این دیگه اخریشه به جون خودم
وقتی تو مغازه بودن ا/ت همش گوشیش رو چک میکرد تا ساکورا بلاخره زنگ زد ا/ت هم سریع مایکی رو کشید برد عمارت وقتی وارد شدن توی دیزاین انواع سایز های دوریاکی بود
همه : سورپرایززززز🥳🎉🎊
مایکی چند ثانیه فقط نگاه کرد همه نگران شدن جر بخورن ولس مایکی یه لبخند خیلی ریزی زد
ا/ت بزرگ ترین دوریاکی رو بغل مایکی داد
ا/ت : مبارکککک امسال دیگه نباید اخم بکنی !
مایکی : میدونی یه چیزی میگی که نمیشه
صداش یکم شوخی هم توش بود ولی خیلی کم
ا/ت : حداقل تلاشت رو بکن دیگه
اون شب کلی خوشگذروندن و خندیدن
پرش زمانی بعد از تولد
ویو ا/ت
چشمام رو باز کردم سرم درد میکرد و چشمام سنگین بود کلی مشروب ( 🤣 ) خورده بودیم
چشمام رو کامل باز کردم دیدم اولش یکم بد بود
دست یکی رو رو شونم حس کردم دیدم ریندوع خدا میدونه دیشب چی کارا کردن ( منحرففف) بلند شدم اول یکم تلو تلو خوردم ولی حالم درست شد بلاخره ! کانامه هم که اصلا اوف کوکو رو مثل بچش بغل کرده
رفتم یه آبی به صورتم زدم و یه چیزی خوردم
.
.
.
خب خب عزیزانم جرم ندین لطفاااا 🤣
میخوام کل درخواستی ها رو کنار هم بزارم پس یکمممم بیشتر صبر کنین 🤣
- ۲.۰k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط