{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم به کاری

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم به کاری
گل به چشمم گل آتش شود و باده بلایی...


هیچ کس نیست در این دشت مگر کوه که آن هم
انعکاس غم ما هست گرش هست صدایی...


ماکه رفتیم به دریای غم و باده ولی نیست
این همه جور سزای دل پرخون ز وفایی...


هر چه کردم که بدانم چه سبب گشت غمش را
نه من و نی دل و نی عقل رسیدیم به جایی...

عماد خراسانی
دیدگاه ها (۱)

تاراج خنده بر اشک پدر، خون برادر تا کی خانه بر هم زدن شادی ...

-"به کجا چنین شتابان؟" گون از نسیم پرسید. -"دل من گرفته زی...

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ا...

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست حرم و دیر یکی، سبحه و پی...

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم به کاریگل به چشمم گل آتش شود ...

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم به کاریگل به چشمم گل آتش شود ...

...کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوستگشت هر گوشهٔ چشم از غم د...

هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ی ویرانه ‏ها داریم از دیوانگی،...

پروین اعتصامی چرا که دوستی دشمنان ز مکاریست

🎶🎶🎶🎶🎶🎶مَن اگر روزی بخواهَم، عشق نقاشی کنمیک‌طرف دل؛ یک‌طرف ا...

عکس غزل/طاهره عباسی نژاد

تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد واشک من تو را بد...

دل فارغ ز درد عشق، دل نیستتن بی‌درد دل جز آب و گل نیستز عالم...

شعری از آیت الله وحید خراسانی در وصف حضرت زهرا سلام الله علی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط