چشمِ تو خواب و
چشمِ تو خواب و
به چشمانِ من اما خون است
حالِ من تاریک و
ماه از شبِ من بیرون است
شعرِ من جان می کَند
در قلمم فرهاد است
قصهٔ شیرینِ لیلا
غصهٔ مجنون است
می شود دفترم عریان و
تهی برگ به برگ
نه خزان است
که این زمزمه ایی پر خون است
یارِ من خوش میرود
رقصان و دوشادوشِ باد
عشقِ یک برگ و یکی شاخه
تبی افسون است
به چشمانِ من اما خون است
حالِ من تاریک و
ماه از شبِ من بیرون است
شعرِ من جان می کَند
در قلمم فرهاد است
قصهٔ شیرینِ لیلا
غصهٔ مجنون است
می شود دفترم عریان و
تهی برگ به برگ
نه خزان است
که این زمزمه ایی پر خون است
یارِ من خوش میرود
رقصان و دوشادوشِ باد
عشقِ یک برگ و یکی شاخه
تبی افسون است
- ۱.۳k
- ۰۹ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط