{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقص سایه‌ها | پارت هفتم: «خشمِ خونین»

رقص سایه‌ها | پارت هفتم: «خشمِ خونین»


میرا با تمام وجود از برخوردِ آن دستِ کثیف و سنگین، به لرزه افتاد. فریادِ انزجارش هنوز در گلویش بود که ناگهان، انگار که زمان از حرکت ایستاده باشد، سایه‌ای بزرگ و ترسناک روی او سنگینی کرد.

قبل از اینکه مرد بتواند حرکت بعدی‌اش را انجام دهد، دستی مثل پتک روی شانه‌ی او کوبیده شد. مرد با صدای فریادی خفه‌شده به عقب پرتاب شد و روی میزِ کنارِ میزبان‌ها سقوط کرد.

تهیونگ بود. چشمانش که همیشه مهربان بود، حالا مثل دو تکه زغالِ گداخته می‌سوخت. او با چنان شدتی به سمت مرد رفت که تمامِ جمعیتِ سالن از ترس سکوت کردند. تهیونگ یقه مرد را گرفت و او را از روی صندلی بلند کرد: «فکر کردی کی هستی که دستت رو به سمتِ خواهرِ من دراز می‌کنی؟ تو حتی لیاقت نداری توی همین اتاق بمونی


در آن سوی سالن، جونگ‌کوک که از دور شاهد این صحنه بود، بدنش منقبض شد. او می‌دانست تهیونگ چقدر روی میرا حساس است، اما دیدنِ لرزشِ خفیفِ دستانِ میرا وقتی به آغوش برادرش پناه برد، چیزی در درون جونگ‌کوک را بیدار کرد که خودش هم درکش نمی‌کرد. یک حسِ مالکیتِ ناگهانی و خشمِ بی‌دلیل نسبت به آن مردِ بی‌چاره.

جونگ‌کوک زیر لب زمزمه کرد: «خوش‌شانسی که تهیونگ زودتر رسید… وگرنه خودم اون رو زنده زنده از پا درمی‌آوردم.»

لیا که از دور صحنه را تماشا می‌کرد، با دیدنِ تهیونگ که با آن هیبتِ عصبی و غیرتی، مثل یک خدای انتقام ظاهر شده بود، قلبش فروریخت. او نمی‌توانست چشم از تهیونگ بردارد، اما در عین حال، دیدنِ آن خشونتِ مردانه در او را هم می‌ترساند.

تهیونگ، در حالی که مرد را با بی‌رحمی به سمت نگهبان‌ها پرت می‌کرد، به سمت میرا برگشت. او میرا را در آغوش گرفت، طوری که انگار می‌خواست تمامِ دنیایِ بیرون را از او پنهان کند. صورتش را بین موهای میرا پنهان کرد تا کسی متوجهِ لرزشِ ناشی از عصبانیتِ او نشود.

«تموم شد میرا… من اینجام. هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه دوباره بهت نزدیک بشه.»

اما در میانه‌ی این آرامشِ اجباری، نگاهِ دو مردِ قدرتمند، دوباره در میانه‌ی جمعیت برخورد کرد. تهیونگ با نگاهی تهدیدآمیز به جونگ‌کوک، و جونگ‌کوک با نگاهی که حالا از سردی به مرحله‌ی سوال و جستجو رسیده بود. این اتفاق، فقط شروعِ یک جنگِ بزرگتر بود؛ جنگی که بین عشق، انتقام و سایه‌هایِ مرگ در جریان بود.
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۷: سایه‌ی آرامشسکوت سنگینی بر سالن حاکم بود. تهیونگ از...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

نام=)سایه مافیا### پارت دهم: رقصِ رصاص و آتشدر میانه‌ی هیاهو...

پارت ۱۲: هویتِ فاش شدهتهیونگ به زخمی که روی دستِ مرد بود، خی...

قلب یخی

P. 6 "اون فقط مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط