loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part15
وات ده هل این چرا یهو اینجوری شد؟؟
گفتم
+رفیقم رو بغل میکنم مشکلیه؟؟
عصبی گفت
_رفیقت داداشمه
ریلکس گفتم
+به ک/یرم!
آیان خیلی سعی میکرد جلو خندهاشو بگیره که ادامه دادم
+وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره پسبه خاطر اینکه من نمیخوام وقتم رو تلف تو کنم با اجازه
دست آیان رو گرفتم و کشون کشون اونو به سمت حیاط پشتی عمارت بردم
همین طوری رندوم یه جا بردم و سولی رو دیدم
سولی گفت
_عع اومدین؟
گفتم
+نه هنوز سر راهیم این چه سوالیه دختر؟
آیان شروع به قهقهه زدن کرد که سولی گفت
_یااااا ک/صکش چرا میخندی؟؟
آیان با خنده گفت
_میدونی کیم به داداش چی گف؟؟
سولی گفت
_نه چی گفت؟
آیان با خنده ادامه داد
_گفت وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره جئون!
سولی هم شروع کرد به قهقهه زدن که آیان دوباره ادامه داد
_آخه میدونی قبلش چی شد؟؟انگار من کیم رو بغل کردم بعد داداش اومدو گفت دارین چیکار میکنین؟؟کیم هم برگشت گفت رفیقمه دارم بغلش میکنم مشکلیه؟بعد داداش گفت رفیقت داداشمه کیم هم خیلی رک و صادقانه برگشت گفت به ک/یرم وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره وقتم رو نگیر پس با اجازه
از پشت سر منو آیان صدای قهقهه بلند شد و وقتی به پشتمون نگاه کردیم دیدیم فلیکس و جیهون دارن مثل سگ قهقهه میزنن
منم دیدم جَو خیلی باحال داره پیش میره خودمم شروع به قهقهه زدن کردمو همه پخش زمین شدیم و داشتیم قهقهه میزدیم سولی با خفگی گفت
_خدا نکشتت کیم!
جیهون هم با خنده گفت
_مگه تو ک/یر داری که اونجوری گفتی
منم به خاطر اینکه جَو خنده دار تر بشه گفتم
+خدا را چه دیدی شاید دارم!
که صدای قهقهه ها بلند تر شد
فلیکس گفت
_کیم نمیدونستم اینقدر باحالی!
بعد از اون یکم با سولی بازی کردیم و سر صفره ناهار نشستیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part15
وات ده هل این چرا یهو اینجوری شد؟؟
گفتم
+رفیقم رو بغل میکنم مشکلیه؟؟
عصبی گفت
_رفیقت داداشمه
ریلکس گفتم
+به ک/یرم!
آیان خیلی سعی میکرد جلو خندهاشو بگیره که ادامه دادم
+وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره پسبه خاطر اینکه من نمیخوام وقتم رو تلف تو کنم با اجازه
دست آیان رو گرفتم و کشون کشون اونو به سمت حیاط پشتی عمارت بردم
همین طوری رندوم یه جا بردم و سولی رو دیدم
سولی گفت
_عع اومدین؟
گفتم
+نه هنوز سر راهیم این چه سوالیه دختر؟
آیان شروع به قهقهه زدن کرد که سولی گفت
_یااااا ک/صکش چرا میخندی؟؟
آیان با خنده گفت
_میدونی کیم به داداش چی گف؟؟
سولی گفت
_نه چی گفت؟
آیان با خنده ادامه داد
_گفت وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره جئون!
سولی هم شروع کرد به قهقهه زدن که آیان دوباره ادامه داد
_آخه میدونی قبلش چی شد؟؟انگار من کیم رو بغل کردم بعد داداش اومدو گفت دارین چیکار میکنین؟؟کیم هم برگشت گفت رفیقمه دارم بغلش میکنم مشکلیه؟بعد داداش گفت رفیقت داداشمه کیم هم خیلی رک و صادقانه برگشت گفت به ک/یرم وقتم از ک/صشعر های تو با ارزش تره وقتم رو نگیر پس با اجازه
از پشت سر منو آیان صدای قهقهه بلند شد و وقتی به پشتمون نگاه کردیم دیدیم فلیکس و جیهون دارن مثل سگ قهقهه میزنن
منم دیدم جَو خیلی باحال داره پیش میره خودمم شروع به قهقهه زدن کردمو همه پخش زمین شدیم و داشتیم قهقهه میزدیم سولی با خفگی گفت
_خدا نکشتت کیم!
جیهون هم با خنده گفت
_مگه تو ک/یر داری که اونجوری گفتی
منم به خاطر اینکه جَو خنده دار تر بشه گفتم
+خدا را چه دیدی شاید دارم!
که صدای قهقهه ها بلند تر شد
فلیکس گفت
_کیم نمیدونستم اینقدر باحالی!
بعد از اون یکم با سولی بازی کردیم و سر صفره ناهار نشستیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۱.۹k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط