{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه من

همسایه من 🎀✨
پارت5
جونکوک: سلام امممم ببخشید بابت رفتار های دیشبم
جنا : خواهش میکنم اشکالی نداره بفرمایید داخل یه چایی یا قهوه مهمون من باشید
جونکوک: اممممم باشه
ویو جونکوک ✨
چه خونه ی رنگی داره از رنگ های شاد متنفرم
صدای زنگ در یعنی کی
جنا رفت در رو باز کرد
پدر جنا : سلامم دختر عزیزم مهمون داری
جنا : سلام بابا خوش اومدی مامان کجاست
پدر جنا : مامانت خونه خالته فردا شب میاد
جنا : آهان
جونکوک: اهمم
پدر جنا : دخترم ایشون رو می‌شناسی
جنا : ایشون همسایه ی من هستن
آقای جئون جونکوک
جونکوک : رفیق قدیمی مننننن
پدر جنا : فدات شم کوکی جونم
جنا: اینجا چه خبر ه؟
جونکوک : پدر شما یکی از همکار های من و رفیق های من هستن
پدر جنا : بله دخترم ایشون درست میگن
جنا : آهان چه اتفاق عجیب و تصادفی
ویو جنا
وقتی که آقای جئون گفت که ما دوستیم پشمام ریخت
هوففف بیخیال رفتم داخل آشپزخانه و مشغول درست کردن قهوه بودم
که ....
پارت بعد؟
حمایت نشه ؟🫶🏻
دیدگاه ها (۲)

عشقای من تا شب حتما براتون پارت های جدید آپلود میکنم دوستون ...

همسایه من 🎀 پارت 6که صدای بابام دراومد بابای جنا : دخترم بیا...

همسایه من 🎀🪷 پارت 4ویو جنا کلید رو از توی جیبش در آوردم و بر...

@kitten_fiction رمان هاش عالیییییییی حمایت نشه 🛐🎀

همسایه من 🎀 پارت 7ویو جنا ✨ ساعت 12 شب بود که رسیدم خونه و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط