{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه من

همسایه من 🎀🪷
پارت 4
ویو جنا
کلید رو از توی جیبش در آوردم و بردمش خونه ش خونه‌ی خیلی دلگیری داشت تمش سیاه و طوسی بود و خیلی دلگیر بود انگار جهنم بود یه اتاق پیدا کردم انداخمتش رو تخت و خودمم رفتم خونه‌ی خودم و خوابیدم
فلش بک به صبح
با صدای تلفنم از خواب بیدارشدم
مامانم بود
مامان جنا: الو دخترم کجایی
جنا : سلام مامان جانم خونم
مامان جنا : داریم میایم خونت
جنا : چییییی ( با داد)
مامانننن چرا زودتر نمیگی عههه
خوش اومدید منتظرم
سریع بیدار شدم و رفتم حموم و کار های لازم رو انجام دادم و صدای زنگ در اومد خودم رو مرتب کردم و در رو باز کردم و با دیدن آقای جئون خشکم زد
پارت بعد؟
خوبه بچه ها ادامه بدم
حمایت کنیددددد🎀🪷
دیدگاه ها (۴)

همسایه من 🎀✨ پارت5جونکوک: سلام امممم ببخشید بابت رفتار های د...

عشقای من تا شب حتما براتون پارت های جدید آپلود میکنم دوستون ...

@kitten_fiction رمان هاش عالیییییییی حمایت نشه 🛐🎀

همسایه من 🎀 پارت ۳همینطوری که داشتم نوشیدنیم رو میخورم چشمم ...

ازدواج اجباری پارت 1سلام من لوسی ام‌و رشته ی طراحی لباس رو ب...

نارنگیا،امشب چهار تا پارت آپلود کردم فردا هم سعی میکنم چها. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط