{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها را باید سکوت کرد

جمعه ها را باید سکوت کرد
شعر نوشت
و باران را نوازش کرد...
خطی از بغض های نوازش یاس را
نشانید بر طلوع
شبنم گونه ی اشک...
و به پاس تمام نبودنها
شمارش ثانیه های سکوت را
بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران  کرد ...
و اینگونه غروب کرد
بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها...

#سمیه خلج...
دیدگاه ها (۱)

جُمعه یک سَر داردهزار سودا !دلتنگی ها را از کجا به کجا که نم...

‌ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯﻫﺎ ،ﻣﺜﻞ ﻓﺼﻠﻬﺎ ،ﻣﺜﻞ ﺁﺷﯿﺎﻧﻪ ﻫﺎ ...ﺑﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﻝ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥﺍﺯ...

درخلوت شبانه ی دل پانهاده ایحاشا که باز به یادم فتاده ایره گ...

گر بداند که چه خون می‌خورم از تنهاییدل شب بر سر من مست و غز...

chapter 2p33ا.ت، با صورتِ خیس از اشک، تویِ آغوشِ تهیونگ فرو ...

زیر نورِ ماهِ سئولهوا سرد بود، اما نه به اندازه‌ی سرمایِ بیر...

سایه_افتن_پارت_اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط