{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر نورِ ماهِ سئول

زیر نورِ ماهِ سئول

هوا سرد بود، اما نه به اندازه‌ی سرمایِ بیرون. هوایِ اتاق، انگار گرمایِ حضورِ بنگ‌چان رو گرفته بود و عطرِ ملایمِ قهوه‌ای که تازه دم کرده بود، توی فضا پیچیده بود. ا/ت، روی کاناپه لم داده بود و با لیوانِ قهوه‌اش بازی می‌کرد. نورِ کم‌جانِ آباژور، سایه‌هایِ نرمی روی دیوار انداخته بود و ماهِ کاملِ پشتِ پنجره، انگار شاهدِ این لحظه‌یِ آروم بود.

بنگ‌چان، با یه تی‌شرتِ ساده و شلوارِ راحتی، کنارش رویِ کاناپه نشست. دستاش رو به آرومی دورِ کمرِ ا/ت حلقه کرد و سرش رو آروم رویِ شونه‌اش گذاشت. صدایِ نفس‌هایِ آرومش، تویِ سکوتِ اتاق، تنها موسیقیِ بود که شنیدن می‌شد.

ا/ت، لبخندی زد و سرش رو به سمتِ شونه‌اش خم کرد تا صورتشون به هم نزدیک‌تر بشه. "فکر نمی‌کردم امشب انقدر آروم باشه."

بنگ‌چان، زمزمه کرد: "منم همینطور. ولی... از این آرامشِ با تو بودن، لذت می‌برم." صداش، بم و گرم بود، مثلِ یه پتویِ نرم تویِ شبِ سرد. "انگار همه‌یِ دغدغه‌هایِ دنیا، وقتی کنارِ توام، کوچیک می‌شن."

ا/ت، لیوانِ قهوه‌اش رو رویِ میز گذاشت و آروم صورتش رو چرخوند تا به بنگ‌چان نگاه کنه. چشم‌هاش، تویِ نورِ ماه، برق می‌زد. "تو باعث می‌شی همه‌چی قشنگ‌تر به نظر بیاد، چان."

بنگ‌چان، لبخندِ کمرنگی زد و دستش رو که دورِ کمرِ ا/ت بود، کمی فشرد. "تو خودت زیبایی، ا/ت. زیباییِ تو، باعث می‌شه همه‌چی قشنگ بشه." دستِ دیگه‌اش رو بالا آورد و آروم گونه‌یِ ا/ت رو نوازش کرد. انگشت‌هاش، گرم بودن و لمسشون، مثلِ یه موجِ کوچیکِ لطیف، تمامِ وجودِ ا/ت رو گرفت.

"همین که کنارمی، کافیه." ا/ت، زمزمه کرد و چشم‌هاش رو بست. حسِ امنیت و آرامشی که تویِ آغوشِ بنگ‌چان داشت، وصف‌ناپذیر بود. انگار همه‌یِ دنیا، همین‌جا، تویِ این لحظه، خلاصه شده بود.

بنگ‌چان، سرش رو کمی از رویِ شونه‌یِ ا/ت برداشت و آروم پیشونیش رو بوسید. یه بوسه‌یِ کوتاه، اما پر از حرف. "من همیشه اینجام. همیشه."

سکوتِ دوباره برگشت، اما این بار، پر از حرف‌هایِ ناگفته بود. حرف‌هایی که تویِ نگاه‌ها، تویِ نفس‌ها، و تویِ گرمایِ آغوشی که همدیگه رو گرفته بودن، فریاد زده می‌شد. زیرِ نورِ ماهِ سئول، فقط صدایِ نفس‌هاشون بود و قلب‌هایی که انگار با هم می‌تپیدن. 💖🌙

پایان...
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی هیونجینعشق در یک نگاه ات: _هیونجین *راوی >_امروز ب...

سلام گلای من ببخشید میدونم از آخرین پستم خیلی میگذره راستش ا...

!Rebellious girl

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط