{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ¹

پارت ¹
علامت لارا (+) علامت پدر لارا (=) علامت مادر لارا (□) علامت بورا (♡) علامت جون وو (☆)

از زبون لارا => صدای دعوا هاشون رو می‌شنیدم از جام بلند شدم در اتاق رو بستم رفتم توی تختم و پتو رو کشیدم روی سرم آهنگ رو پلی کردم . کارخونه درحال ورشکست شدنه پدرمم از عصبانیت هر روز با یکیمون سر مسائل بخودی دعوا راه میندازه .
♡ تق تق ( صدای در ) بیام تو
+ حتما باز دارن دعوا میکنن
♡ آره میخوام یه چیزی بهت بگم
+می‌شنوم
♡ من دوست پسر دارم پسر بدی نیست حدود دو ماه باهمیم
+ تعجب کرده بودم نمیدونستم چی بگم زبون باز کردم مطمئنی صدمه ای ازش نمیبینی ؟! همینطوری داشتم باهاش حرف میزدم که صدای بابا اومد
= همتون بیاید پایین ( با داد )
رفتیم پایین دیدم دوتا داداشام نشستن مامانم به ستون تکیه داده
بابام سر من و بورا غرید شما دوتا آماده کنید قراره به زودی ازدواج کنید خانواده جئون فردا شب میان خونمون برای خواستگاری
☆ یعنی چی وقتی تا حالا حتی ندیدنشون
□ بشین این برای کارخونه لازمه تنها کسی که میتونه کارخونه رو نجات بده خانواده جئونه
+ من نمیخوام ازدواج کنم
یهو بابام از پشت موهام رو کشید و انداختم روی زمین حرف حرف مته نه شما دو تا فهمیدید . اشک صورتم رو خیس کرده بود پاشدم و سریع رفتم توی اتاقم ...
۳ ساعت بعد
از زبون لارا: چشمام رو باز کردم ساعت چهار نصف شب بود رفتم دست شویی آب زدم صورتم از آینه به خودم نگاه کردم دلم برای خودم و بورا میسوخت رفتم اتاق بورا
+ بیام تو
♡ بیا
+ داشت می‌خندید به نظر خوش حال میای اتفاقی افتاده ؟ ناراحت نیستی که بابد با دوست پسرت کات کنی ؟ بلند خندید
♡ دو ساعت پیش باهاش کات کردم تو سر شب نزاشتی ادامه حرفم رو بگم پسر خوبیه ولی از نظر ظاهری و اخلاقی تایپ من نیست وقتی دو ساعت پیش بابا گفت باید با پسر آقای جئون ازدواج کنم باهاش کات کردم جئون ایل کوک واقعا پسر جذابیه ( منظورش داداش جونگ کوک ) هی لارا میخوای عکس جونگ کوک هن نشون تو بدم ؟
+ چشمام از تعجب داشت می‌ترکید بدونه این که چیزی بگم در رو محکم بستم و اومدم بیرون صدای خنده های بلند بورا میومد تازه فهمیدم بورا چقد آدم فروشه.
دیدگاه ها (۸)

پارت ²از زبون لارا => ثانیه ها به دقیقه تبدیل میشدن و دقیقه ...

پارت ²از زبون لارا => ثانیه ها به دقیقه تبدیل میشدن و دقیقه ...

Stubborn roommatepart4ویولینداصدای پچ پچ مردم بلند شد بوراک ...

همخونه اجباری... پارت 122"ویو جئون جونگ کوک"داشتم گزارش‌ها ر...

My uncle (part 71)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط