{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ³⁹

پارت ³⁹

+ این کارو نکن

_ میخوای باهام بمونی

+ معلومه که میخوام ولی نه با دعوا

_ دخالت نکن میدونم میخوام چیکار کنم

+ میترسم

_ از چی

+ از این که شر به پا کنی از ماشین پیاده نمیشم

_ وای خدا جوری گفتی میترسم فک کردم تو چه اتفاقی رو پشت سر گذاشت
آها وارد عمارت شدیم با کسی حرف نزن

+ چرا
_ نپرس

+( وارد عمارت شدیم بورا یه طرفم دوید همه ساکت بودم کوک دستم رو کشید و بردم بالا سر تخت نشونم با تعجب نگاش کردم )

+ آفرین پسر خو..........( با حرفی که زد نتونستم جمله ام رو تکمیل کنم )

_ منتظر بمون برمیگردم

+(رفت درم بست ویسا چ چی درو قفل کرد ) هه ب درک ب جهنم ب کتف چپم ب...............

+ کمی بعد از رفتن کوک گذشته بود لباسم رو عوض کردم ک صدای جیغ و داد به گوشم رسید

+ در باز شد و بورا اومد تو

+ تو اینجا چیکار میکنی

بورا : فهمیدم اینجا حبس شدی ( نفس نفس )

+ کلید رو از کجا آوردی

بورا : ایل کوک کلید اتاق رو داشت

+ کوک میدو....

بورا : اینا رو ول کن سریع باش باید بیای پایین جونگ کوک رو کنترل کنی ......


.......

@Nazanin09_2
آیدی روبیکامه لطفا فالوم کنید
دیدگاه ها (۵۵)

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

🖤 پارت ۲۴ | «ردپا»کوک پرونده را بست.— «هیچ‌کس از این اتاق خا...

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

پسر بد (63)

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

the first lie

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط