اکنون گه چاره نیست به بیچارگی بیا

اکنون گه چاره نیست به بیچارگی بیا
مخسب ای گنه کار خوش خفته،خیز
سعدی
دیدگاه ها (۰)

از چهره افروخته گل را مشکن

جانم به حاج قاسم عزیز،چقدر دوس داشتم این مرد خدا رو از نزدیک ببینم و تنگ در آغوشش کشم زیباترین سردار

یکی مال مردم به تلبیس خوردپیمبر کسی را شفاعتگر استمخسب ای گن...

قلم به طالع میمون و بخت بد رفتستتو را که همت و اقبال و فر و...

در آن ساعت که خواهند این و آن مُردنخواهند از جهان بیش از کفن...

خنده بر لب میزنم اما تو هیچ باور مکن!حرف های خنده دار گویم و...

هیچ کس از بیرون نمی فهمه چقدر سخته وقتی باید خودت پناه خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط