دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمیدانم

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمیدانم

همه هستی تویی ، فی الجمله این و آن نمیدانم

بجز تو در همه عالم ، دگر دلبر نمی بینم

به جز تو در همه گیتی ، دگر جانان نمیدانم

یکی دل داشتم پُرخون ، شد آن هم از کفم بیرون

کجا افتاده و مجنون ، در این دوران نمیدانم

دلم سرگشته می داند ، سر زُلف پریشانت

چه می خواهد از این مسکین سرگردان ، نمیدانم

اگر مقصود تو جان است ، رُخ بنما و جان بستان

و گر قصد دگر داری ، من این و آن نمیدانم

نمی یابم تو را در دل ، نه در عالم نه در گیتی

کجا جویم تو را آخر ، من حیران نمیدانم
دیدگاه ها (۱)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

عاشقانه ها

اِی پادِشَهِ خوبان! داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بی‌‌تو، به جان ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دا...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط