آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو د
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگوبس که دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالاآنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگوجانِ من حرف بزن!امر بفرما !آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !جانِ من زود بیا...آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو
- ۹۶۲
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط