{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو د

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگوآنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگوبس که دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالاآنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگوجانِ من حرف بزن!امر بفرما !آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !جانِ من زود بیا...آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺷﺎﻋﺮﻡ ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺛﺮﻭﺗﻢﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﻡ ﻭﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﻮﺳﺖ

ﺭﺍﺣــﺖ ﺍﺯ ☜ ﻣــﻦ☞ﮔﺬﺷﺖ ... ﺍﮔﺮ ※ﺧـــﺪﺍ ※ﻫﻢﺭﺍﺣــﺖ ﺍﺯ☜ ﺍﻭ☞ﺑﮕﺬﺭﺩ...

ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﯼ " ﻋﺸﻖ "ﻣﺎ " ﯾﺎﺭ " ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺐ ﻣ...

ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ " ﺭﻫﺎ " ﺑﺎﺷﻢﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘ...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط