{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما قصه ي پوسيده ي

ما قصه ي پوسيده ي
تنهائي و درديم
هم پرسه ي بي هنگام ِ
باران و تگرگيم
بي تاب تر از اميد
بي خواب تر از درد
ما زخمي دشنه هاي
نامردان ِ مرديم
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

سرچشمه ي بارانيچون رود خروشانيننگ است بر ايرانيآيين بياباني....

كم رنگ شده قصه ي ديوانگي ماآهنگ شده سرود ِ پروانگي ماپاييز د...

قصه اش غُصه است در يادمعطشي زخمي ز بنيادمهمان دندان زده سيبي...

آي عشقچه روزگاريستتو كه نيستي نمي جوشد دلم از هيچآي عشق تو ن...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت ۷۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط