{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه اش

قصه اش
غُصه است در يادم
عطشي زخمي
ز بنيادم
همان دندان زده سيبي
كه جا خوش كرده در يادم
نمي دانم چرا ............
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

ما قصه ي پوسيده يتنهائي و درديمهم پرسه ي بي هنگام ِباران و ت...

سرچشمه ي بارانيچون رود خروشانيننگ است بر ايرانيآيين بياباني....

آي عشقچه روزگاريستتو كه نيستي نمي جوشد دلم از هيچآي عشق تو ن...

آگاهی توی گذر زمان و تجربه‌های زندگی شکل می‌گیره، نه توی حرف...

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ایخوش به حال لب اصغر که تو س...

یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِكْشِفْ كَرْبى ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط