{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه از تو بگویم

چگونه از تو بگویم
وقتی من ، خود ِ دردم
چگونه آرامت کنم
وقتی شانه هایی کم دارم
برای لحظه های سوختنم...
عمریست آرامش ِ قبل ِ طوفانم ...
بیدی شده ام مجنون
میلرزم با هر باد ِ رهگذری...
احساسم زخمیست
التیام نیافته ، زخمش می زنند
هربار عمیق تر...
هر بار کاری تر...
این که چیزی نیست ،
نمک سودش می کنند...
هراس دارم از این مردمانی که
خنده هایشان رنگ مهربانی دارد ،
نقاب می زنند بر چهره هایشان...
تو که نمیدانی !!!
می ترسم از دست هایی که
به سویم روانه اند
هیچ کدام مهربان نیستند
دشنه ها دارند زهرآگین...
کجاست آن دستان آسمانی؟
آن آغوشی که بوی خدا می دهد
آن احساسی که
عطر حوریان را زمزمه می کند
کجاست آن ناجی ِ افسانه ای...
دیدگاه ها (۱)

🌙🤍✨ خدای منــــ… 🥹🤲🏻💚 چگونه ناامید باشم، وقتی تو امید منی؟ 🥺...

دارم به این فکــر میکنم کهچند سالِ دیگـــر که یکهو سرهایمان ...

دارم به این فکــر میکنم کهچند سالِ دیگـــر که یکهو سرهایمان ...

چند سالِ بعد...👌❤🍀

❤ ️👌 👌 دارم به این فکــر میکنم کهچند سالِ دیگـــر که یکهو سر...

...🗣دارم به این فکــر میکنم کهچند سالِ دیگـــر که یکهو سرهای...

یک بار هم این دوستت دارم لعنتی رابه کسی نهبه خود خودت بگوخود...

یک بار هم این دوستت دارم لعنتی رابه کسی نهبه خود خودت بگوخود...

یک بار هم این دوستت دارم لعنتی رابه کسی نهبه خود خودت بگوخود...

یک بار هم این دوستت دارم لعنتی رابه کسی نهبه خود خودت بگوخود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط