{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد شیش🍷🔪


نگاهش مردد شد
چشماش سو‌ سو زد ، اه لعنتی بزار برم دیگه الان می‌ره..

غریدم
+منتظر چی هستی؟ بدو دیگه...

میدونستم تا ماشین و بیاره بیرون اینا طول می‌کشه

بلاخره از جلوم‌کنار رفت
_قصد جسارت نداشتم خانم بفرمایید

چپ چپ نگاهش کردم
+جسارت و کوروش بیاد نشونت میدم عوضی

بعد رفتم بیرون
پشت درختا وایسادم تا بیاد

باید یه ماشین پیدا میکردم می رفتم دنبالش
با دیدن موتور لب گزیدم
اگه پول زیاد بهش میدادم قبول میکرد منو ببره؟

ماشین کوروش از اونجا رد شد
نفسمو فوت کردم

رو به اون موتوریه گفتم
+منو میرسونی تا یه جا؟ سه‌میل میدم
با حرفم سرشو آورد بالا

سری تکون داد
که سریع سوار موتورش شدم، مجبور بودم
من باید می‌فهمیدم در اینده قراره با چه آدمی باشم

باید می‌فهمیدم بابای بچه ام کیه چیکارس

کلاهشو گرفتم و سرم گذاشتم تا اگه متوجه شد یکی تعقیبش می‌کنه نفهمه منم..

+خانم کار خلاف کلاف نباشه من پام‌گیر بیوفته؟ ننه ام خونه منتظره
با صدای موتورسوار سرمو بالا آوردم
دیدگاه ها (۲)

رمان انتقام ازدواج کامل

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆صدای زنگ گوشی باعث شد از خواب ...

.....//برده ی زیبا//......

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت8ویو اتقهوه‌ام رو گرف...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط