{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 25دلبر نازم

پارت 25دلبر نازم

با ارسلان رفتیم ناهار بخوریم

ارسلان.... عشقم چی میخوری

دیانا ..... چلو کباب سفارش دادم

دیانا.... ارسلان

ارسلان....جانم

دیانا..... تو چی سفارش میدی

ارسلان ....منم چلو کباب سفارش میدم

چلو کباب رو خوردیم و رفتیم سوار ماشین شدیم

دیانا.... ارسلان

ارسلان....جانم

دیانا.... برم خونه مامانم بعد بیا دنبالم باشه

ارسلان ..... باشه عشقم برو
ساعت چند بیام دنبالت عشقم

دیانا..... ساعت 7بیا دنبالم

ارسلان.... کاری نداری عشقم

دیانا.... نه عزیزم برو به سلامت

ارسلان..... بای عشقم

دیانا.... بای ❤ نفسم
دیدگاه ها (۹)

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

فیک تهیونگ

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:3بالاخره مدرسه تموم شد و ما به سمت خ...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

سناریو واکاسا پارت۲

#خورشیدوماه 🌙☀️part=20(فصل 2)جانا: ایران جونم؟ بیا بیرون از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط