{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«بده از دست عریانت شراب آهسته آهسته »

«بده از دست عریانت شراب آهسته آهسته »
در این برزخ زدم خود را به خواب آهسته آهسته
تمام لحظه هایم شد سراب آهسته آهسته
ببین دیوار دنیا پر شد از نیرنگها امروز
و گم کردم خطا را از صواب آهسته آهسته
درون سینه دردی می زند فریاد و من گرچه
پر از حرفم، سکوتم شد جواب آهسته آهسته
اسیری درشبم اینک سحرگاهی نمی بینم
تو بر این جان بی تابم بتاب آهسته آهسته
دیدگاه ها (۱۵)

هر چه دور از من شوی از من تمنا بیشترروی می پوشی ز من، شوق تم...

دل به این دریا نزن من قایقی بشکسته ام مثل قفلِ بی کلیدِ جعبه...

روز از من و شعر ازتو،صفایی داردای وای که این غزل ،فدایی دارد...

اگرجویای احوالی!منم "بیدل" ترین شاعرکه در هر پاره ی شعرم،غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط