اگرجویای احوالیمنم بیدل ترین شاعر
اگرجویای احوالی!منم "بیدل" ترین شاعر
که در هر پاره ی شعرم،غم و شادی به هم دارم
منم"جاشوی"بی پروا، که دل زد بر شب دریا
و در امواج گیسویت، نه پارو نه بَلَم دارم
ز هجرمهربان یاری،درون سینه ی محزون
دلی آکنده از درد و شکسته از ستم دارم
ز خون دیده ی رسوا،هویدا شد که عمری من
نقاب شادی وخنده بروی اشک وغم دارم
شبیخون زدبه دل عشق وجنون عقل از سرم پر داد
که تاجان دربدن باشد،برخ مژگان نم دارم
که در هر پاره ی شعرم،غم و شادی به هم دارم
منم"جاشوی"بی پروا، که دل زد بر شب دریا
و در امواج گیسویت، نه پارو نه بَلَم دارم
ز هجرمهربان یاری،درون سینه ی محزون
دلی آکنده از درد و شکسته از ستم دارم
ز خون دیده ی رسوا،هویدا شد که عمری من
نقاب شادی وخنده بروی اشک وغم دارم
شبیخون زدبه دل عشق وجنون عقل از سرم پر داد
که تاجان دربدن باشد،برخ مژگان نم دارم
- ۳.۸k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط