{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو من، ثانیه تا ثانیه را پیر شدم

بی تو من، ثانیه تا ثانیه را پیر شدم
من همان،کوه غرورم، که زمین گیر شدم


مثل پروانه ی بی تاب، در اندیشه ی نور
با پری سوخته ، از زندگی ام سیر شدم


گرچه گفتم. که ازاین. عشق،حذرباید کرد
خود غریبانه. به زندانِ تو. . زنجیر شدم
دیدگاه ها (۳)

دلم دور است و احوالش ندونمکسی خواهد که پیغامش رسونمخداوندا ز...

من برای آن که چیزیاز خود به توبفهمانم جز چشمهایمچیزی ندارم.....

قاصدک زود بیا آنکه میگفت به تو« برو آنجا که تو را منتظرند »م...

از تبارخستگانم حال و روزم خوب نیستبیقرارت میشوم در قلب تو آش...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

بوسه مرگ "پارت ۲۸"دستم رو جلو اوردم تا شاید دیوار رو پیدا کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط