بایدنشست
بایدنشست
چای را سرکشید
قدمی زد درمحیطِ مربعِ اتاق..
وباز
بایدنشست
ساعت رانگاه نکرد
تقویم راورق نزد
و به روی خود نیاورد
این دلتنگی را ...
من
دلتنگی رانمی دانم
فقط؛
قلبم در نبودنت از سینه کنده می شود..
چای را سرکشید
قدمی زد درمحیطِ مربعِ اتاق..
وباز
بایدنشست
ساعت رانگاه نکرد
تقویم راورق نزد
و به روی خود نیاورد
این دلتنگی را ...
من
دلتنگی رانمی دانم
فقط؛
قلبم در نبودنت از سینه کنده می شود..
- ۷۳۵
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط