{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم
در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .
تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .
هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ
بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو
هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،
مــے ارزد...!
دیدگاه ها (۱)

به جرم وسوسهچه طعنه ها که نشنیدی حوا پس از تو همه تا توانستن...

هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم...که چه میکنی؟پنجره ی اتاقم را...

از عشق های این روزا…داستانی به بلندای شنگول و منگول هم نمیتو...

درخت را به نام برگبهار را به نام گلستاره را به نام نورکوه را...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط