{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵۰ ☆

پارت ۵۰ ☆
پرهام :سلام داداش خوبید ؟کجایین؟..............ای بابا باز شما دوتا رفتید خونه دایی!من هزار بار بهتون نگفتم منو وارد این بازیا نکنید حوصله ندارم .........بعله زنگ زد و از خواب بیدارم کرد ............حالا ماشینم کجاس ؟..............
ای بابا کی حاضر میشه ؟باش میام کیلیدارو میگیرم و خودم میرم میگیرمش شما دوتا زحمت نکشید .........خدافظ .
-چی شده !؟
پرهام :ماشینو گذاشتن تعمیرگاه بعد از ظهر درست میشه میرم میگیرمش
-عه خب خداروشکر پس ناهار میمونی دیگه ؟
پرهام :نه میرم خونه داییم پریا و پیام اونجان
-هرطور راحتی چون دوست رها هم ممکنه بیاد گفتم تو هم دوست داری بمون
پرهام :والا منم زیاد دلم نمیخواد برم اونجا اگه بمونم مشکلی نداره؟
-نه عیبی نداره
پرهام :مرسی
-خواهش
اینو گفت و از آشپز خونه زد بیرون
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵۱ ☆ کارای غذا رو درست کردم و اومدم نشستم کنار پرهام پر...

پارت ۵۲ ☆پرهام :خوبه دیگه نمیخواد ببندیش این کبودیه هم بهتر ...

پارت ۴۹ ☆-میگم آبجی و داداشت هنوز نیومدن ؟ پرهام :خیلی اضافه...

پارت ۴۸ ☆-سلام پرهام خمیازه‌ای کشید و گفت :صبح بخیر !-یه بار...

پارت یازدهم

۲ ستاره و ۳ ماه پارت ۵۷زنگ درو زدن(نکته آیسا خونه تنها بود ا...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط