پارت ۴۸ ☆
پارت ۴۸ ☆
-سلام
پرهام خمیازهای کشید و گفت :صبح بخیر !
-یه بار دیگه هم گوشیت زنگ خورد صدات زدم اما بیدار نشدی !
پرهام :مهم نیست چیکار داری میکنی؟
-غذا درست میکنم
پرهام :مگه تو آشپزی هم بلدی !؟
-ببخشید شما اگه اجازه بدید یکم بلدم
پرهام :منظوری نداشتم ببخشید اگه ناراحت شدی
-نه ناراحت که نشدم وال واقعا بهم نمیخوره آشپزی کنم ؟
پرهام :خب چرا میخوره هرچی باشه دختری دیگه شما بلد نباشین ما پسرا میخواد یاد داشته باشیم !
باز خوبه خودت گندتو درست کردی !یه پوزخند زدم
چطوره ؟
برگرفته از رمان گره #ماکانی
-سلام
پرهام خمیازهای کشید و گفت :صبح بخیر !
-یه بار دیگه هم گوشیت زنگ خورد صدات زدم اما بیدار نشدی !
پرهام :مهم نیست چیکار داری میکنی؟
-غذا درست میکنم
پرهام :مگه تو آشپزی هم بلدی !؟
-ببخشید شما اگه اجازه بدید یکم بلدم
پرهام :منظوری نداشتم ببخشید اگه ناراحت شدی
-نه ناراحت که نشدم وال واقعا بهم نمیخوره آشپزی کنم ؟
پرهام :خب چرا میخوره هرچی باشه دختری دیگه شما بلد نباشین ما پسرا میخواد یاد داشته باشیم !
باز خوبه خودت گندتو درست کردی !یه پوزخند زدم
چطوره ؟
برگرفته از رمان گره #ماکانی
- ۵.۵k
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط