*گل یخ*
*گل یخ*
*فرشته*
تو حیاط داشتم گل می چیدم زن عمو اومد کنارم گفت : حوصله ات سر رفته دخترم
- یکم .اومدم گل بچینم
- برو لباس بپوش بریم بیرون
از ذوق نزدیک بود جیغ بکشم نمی دونم چطور خودمو رسوندم به کمدلباس ها لباس پوشیدم جلو آینه ریمل زدم ورژ لب کیفمو برداشتم برم دیدم محمد تکیه داده به دیوار نگام می کنه از ترس نفسم برید
- ترسیدم
- کجا
- کی اومدی
- الان اومدم .میگم کجا
- با مامانت بریم بیرون
- بری چیکار
- نمی دونم
- نمی دونی
- نه
- بعد خونه بابات بودی می رفتی بیرون بدون اجازه می رفتی
- نه
- خوب
از این خونسردیش می ترسیدم ارامش قبل طوفان بود از چشای برزخیش می شد فهمید با ترس گفتم : چی خوب
- زهر مار وخوب
همینکه اومد طرفم در رفتم رفتم تو اتاق پرو تا خواستم در رو ببندم محکم زد تو در در خورد تو صورتم جیغ زدم
دستامو گرفت گریم گرفت
- چرا عصبانی میشی بخدا مامانت گفت بریم بیرون حوصله ات سر رفته
- اخی پیشی کوچلو حوصله ات سر رفته حوصله ات رو سر جاش میارم ولی قبلش بگو برای کی آرایش کردی
نگاه تو چشاش کردم دستامو ول کرد با دستش چونمو گرفت وگفت : برای کی
- محمد درد داره
- چشات آرایش می کنی به کنار این رژ قرمز چیه می زنی ...آخه احمق فکر می کنی اینجوری بزرگ جلوه میدی هان
- محمدبسه...
چونم داشت خورد می شد
پرتم کرد عقب خوردم به میز کنسول وافتادم
- یه بار دیگه بخوای بدون اجازه من بری بیرون تیکه تیکه ات می کنم ...هی میگم تو بچه ای نمی فهمی ولی خوب بلدی بیای رو اعصاب من این رژ قرمزتم بنداز دور
داشتم گریه می کردم فریاد زد خفه شو
- محمد ....
زن عمو محمد کنار زد اومد بلندم کرد سرمو راست کردم جیغ زد زد تو صورتش وگفت : پسره ای وحشی چیکارش کردی چیکارش داری ...ببین چه غلطی کردی
محمد نگام کرد بعدم رفت بیرون
زن عمو کمکم کرد بلند شدم رفتم اب زدم به صورتم از آینه که خودمو دیدم وحشت کردم پیشونیم کبود شده بود بخاطر ظربه ای در جای دستش رو صورت وچونم مونده بودپهلوم وکمرم بدجور درد می کرد با گریه همونجا نشستم پسره ای دیونه نفهم مگه چیکار کرده بودم باهام اینجوری رفتار می کرد
بدون خوردن شام رفتم تو تخت کمرم و پهلوم خیلی درد می کرد بلند شدم رفتم سر یخچال دوتا مسکن خوردم تا برگشتم دیدم پشت سرمه با اخم نگام کرد سرمو پایین انداختم برم جلوم وایساد وگفت : کارای خودته اینم عواقبش
- برده آوردی
یه تای ابروشو داد بالا وگفت : چی گفتی .
- همون که شنیدی ...برو کنار
- نرم کنار چی میشه
- برو کنار
می خواستم بزنمش کنارنمی تونستم
- نه می بینم زبونم داری
با خشم نگاش کردم دستاشو دورم حلقه کرد فشار داد از درد چشام سیاهی رفت وچنگ زدم بهسینش چشاش پر از ترس شد
- چت شد
از درد می لرزیدم
- چته تو
بی حال گفتم : دستات
دستاش باز کرد خواستم بیفتم بغلم کرد رو دستاش برد گذاشتم رو تخت
- چت شده
از درد گریه می کردم لبمو گزیدم
لباسمو زد بالا
- واااای ...
رفت یه مانتو آورد کمکم کرد پوشیدمش بغلم کرد سرمو به سینش فشردم وگریه می کردم یهو گذاشتم رو صندلی ماشین کی منو آورد بیرون چشام سیاهی می رفت ناله کردم
*فرشته*
تو حیاط داشتم گل می چیدم زن عمو اومد کنارم گفت : حوصله ات سر رفته دخترم
- یکم .اومدم گل بچینم
- برو لباس بپوش بریم بیرون
از ذوق نزدیک بود جیغ بکشم نمی دونم چطور خودمو رسوندم به کمدلباس ها لباس پوشیدم جلو آینه ریمل زدم ورژ لب کیفمو برداشتم برم دیدم محمد تکیه داده به دیوار نگام می کنه از ترس نفسم برید
- ترسیدم
- کجا
- کی اومدی
- الان اومدم .میگم کجا
- با مامانت بریم بیرون
- بری چیکار
- نمی دونم
- نمی دونی
- نه
- بعد خونه بابات بودی می رفتی بیرون بدون اجازه می رفتی
- نه
- خوب
از این خونسردیش می ترسیدم ارامش قبل طوفان بود از چشای برزخیش می شد فهمید با ترس گفتم : چی خوب
- زهر مار وخوب
همینکه اومد طرفم در رفتم رفتم تو اتاق پرو تا خواستم در رو ببندم محکم زد تو در در خورد تو صورتم جیغ زدم
دستامو گرفت گریم گرفت
- چرا عصبانی میشی بخدا مامانت گفت بریم بیرون حوصله ات سر رفته
- اخی پیشی کوچلو حوصله ات سر رفته حوصله ات رو سر جاش میارم ولی قبلش بگو برای کی آرایش کردی
نگاه تو چشاش کردم دستامو ول کرد با دستش چونمو گرفت وگفت : برای کی
- محمد درد داره
- چشات آرایش می کنی به کنار این رژ قرمز چیه می زنی ...آخه احمق فکر می کنی اینجوری بزرگ جلوه میدی هان
- محمدبسه...
چونم داشت خورد می شد
پرتم کرد عقب خوردم به میز کنسول وافتادم
- یه بار دیگه بخوای بدون اجازه من بری بیرون تیکه تیکه ات می کنم ...هی میگم تو بچه ای نمی فهمی ولی خوب بلدی بیای رو اعصاب من این رژ قرمزتم بنداز دور
داشتم گریه می کردم فریاد زد خفه شو
- محمد ....
زن عمو محمد کنار زد اومد بلندم کرد سرمو راست کردم جیغ زد زد تو صورتش وگفت : پسره ای وحشی چیکارش کردی چیکارش داری ...ببین چه غلطی کردی
محمد نگام کرد بعدم رفت بیرون
زن عمو کمکم کرد بلند شدم رفتم اب زدم به صورتم از آینه که خودمو دیدم وحشت کردم پیشونیم کبود شده بود بخاطر ظربه ای در جای دستش رو صورت وچونم مونده بودپهلوم وکمرم بدجور درد می کرد با گریه همونجا نشستم پسره ای دیونه نفهم مگه چیکار کرده بودم باهام اینجوری رفتار می کرد
بدون خوردن شام رفتم تو تخت کمرم و پهلوم خیلی درد می کرد بلند شدم رفتم سر یخچال دوتا مسکن خوردم تا برگشتم دیدم پشت سرمه با اخم نگام کرد سرمو پایین انداختم برم جلوم وایساد وگفت : کارای خودته اینم عواقبش
- برده آوردی
یه تای ابروشو داد بالا وگفت : چی گفتی .
- همون که شنیدی ...برو کنار
- نرم کنار چی میشه
- برو کنار
می خواستم بزنمش کنارنمی تونستم
- نه می بینم زبونم داری
با خشم نگاش کردم دستاشو دورم حلقه کرد فشار داد از درد چشام سیاهی رفت وچنگ زدم بهسینش چشاش پر از ترس شد
- چت شد
از درد می لرزیدم
- چته تو
بی حال گفتم : دستات
دستاش باز کرد خواستم بیفتم بغلم کرد رو دستاش برد گذاشتم رو تخت
- چت شده
از درد گریه می کردم لبمو گزیدم
لباسمو زد بالا
- واااای ...
رفت یه مانتو آورد کمکم کرد پوشیدمش بغلم کرد سرمو به سینش فشردم وگریه می کردم یهو گذاشتم رو صندلی ماشین کی منو آورد بیرون چشام سیاهی می رفت ناله کردم
- ۱۵.۹k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط