{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج اسارت

رنج اسارت

ما را که غیر داغ غمت بر جبین نبود
نگذشت لحظه‌ای که دل ما غمین نبود


هر چند آسمان به صبوری چو ما ندید
ما را غمی نبود که اندر کمین نبود


راهی اگر نداشت به آزادی و امید
رنج اسارت، این همه شور آفرین نبود


ای آفتاب محمل زینب کسی چو من
از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود


تقدیر با سر تو مرا همسفر نبود
در این سفر، مقدّر من غیر از این نبود


گر از نگاه گرم تو آتش نمی‌گرفت
در شام و کوفه، خطبۀ من آتشین نبود



گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت

زینب پس از تو زینب محمل نشین نبود


در حیرتم که بی تو چرا زنده‌ام حسین
عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود


ده روزه فراق تو عمری به ما گذشت
یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

یك اربعین نبود! ما را كه غیر داغ غمت، بر جبین نبود نگذشت لحظ...

ما را که غیر داغ غمت برجبین نبود نگذشت لحظه یی که دل ما غمی...

به دوران سياه سلطه‌ی شبكه مى‏ دوزند از افشاگران لب‏جهاد حضرت...

دلِ سوخته‌دل‌ها، بُوَد محفل زینبامان از دل زینب ...

دل سوخته دلها بود محفل زینبامان از دل زینب، امان از دل زینب*...

یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده امیک اربعین، چو شمع به پ...

برخیز گلم خواهرِ تو از سفر آمداز شامِ بلا #زینبِ خونین جگر آ...

بر سر دارم و از سوز غمت می سوزم تا بیایی به رهت دیده خود می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط