{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

**گاه می اندیشم ،

**گاه می اندیشم ،
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی ، روی تو را
کاشکی می دیدم .
شانه بالا زدنت را و تکان دادن دستت که میفهماند زیاد مهم نیست و تکان دادن سرت را و حرف زبانت را که میگویی: عجب ! عاقبت مرد؟
افسوس .
کاشکی می دیدم.
ولی من فقط به خود می گویم :
« چه کسی باور می کند
« جنگل جان مرا
« آتش عشق تو خاکستر کرد**
دیدگاه ها (۳)

مرده تو رفتی و من شدم لحظه شمارت دو قطره اشک مانده یادگار...

ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع آهسته بسوز که شب...

میروم دیگر شما یادم کنید این غزل ها را شما دفتر کنید میروم ...

***رزوی مرگ دارم خدا کنه هرکی که توی عاشقی درد می کشه یه همد...

ریکشن بلولاک ✨💙موضوع اگر بخواهیم خودکشی کنیم (درخواستی🗣️)پار...

پارت ۴ راز ستارۀ درخشان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط