تک پارتی

وقتی پریود بودی و اون میخواستت...

امروز روز اول پریودیت بود کمردرد داشتی ، تو آشپزخونه داشتی غذا درست میکردی و منتظر هیونجین بودی ، غذارو آماده کردی و میدونستی دیگه هیونجینم داره میاد میزو چیدی ، بعد از چند دقیقه دیدی که اومد ولی حالش خوب نبود ، سریع نگران رفتی پیشش تا ببینی مشکلش چیه اما تا رفتی جلو صورتتو گرفت و شروع کرد به بوسیدنت ، تعجب کرده بودی اما بعد از چند ثانیه توهم همراهیش کردی ، دیدی داره بلندت میکنه و به سمت اتاق تورو میبره خواستی ازش جدا شی مگه ول کُنت بود ، تورو رو تخت انداختو توهم از زمان استفاده کردیو سریع بهش گفتی
من پریودم نمیتونم...
_الان وقت گفتنش بود آخه ا/ت من بد جور تح.ریک شدم..
خب تو مگه میزاشتی من حرف بزنم
_(چپ نگات کرد)
حالا اینجوری منو نگاه نکن روز اولمم هست، اگه تو این دردو داشتی یه لحظه هم نمیتونستی تحملش کنی
_خب حالا کی تموم میشه
با اجازه ی شما ۷روز دیگه
_هوففففف
از روم بلند شو بریم شام بخوریم غذا سرد میشه
_باشه بابا
ناراحت شدی؟
_خیلی
اخهه بیا بغلم(محکم بغلش کردی اونم بغلت کرد)

خب بعدش رفتین شام خوردین و فیلم نگاه کردین...



#استری_کیدز#تی_اکس_تی#انهایپن#بی_تی_اس #تک_پارتی_#سناریو
دیدگاه ها (۴)

تک پارتی

سناریو

سناریو تصویری از جونگکوک

سناریو تصویری از انهایپن

چندپارتی☆درخواستی>>>p.2_یه طور حرف نزن که انگار چیکار کردی.....

تک پارتی درخواستی

تکپارتی از هان: (وقتی بارداری و....) امروز روزی بود که فهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط