{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین که غزل دم بکنم نوش کنی

بنشین که غزل دم بکنم نوش کنی
اندوهِ زمانه را فراموش کنی

دردی به سراغت اگر آمد امروز
در نطفه بمیرانی و خاموش کنی

#آذین_قانع
دیدگاه ها (۰)

به امروز بنگر!زیرا زندگی همین است،همه زندگى در امروز است.همه...

و من هر روز صبحفرشته ایی را می بینم که نه بال داره نه در آسم...

دوست داشتم معلم ادبیات بودم و تو عزیز دلم و بانوی خانه امدوس...

گوشه ای از قلبت را... برای من بگذارزبانم لال،لبخند اگر از لب...

کس نیست در این گوشه فراموش‌تر از منوز گوشه‌نشینان تو خاموش‌ت...

پشتِ پنجره پیکر زنی ظاهر شد .در منظره ای از شب سرد ، نگاهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط