{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی
دیدگاه ها (۱)

ابری ‍شدم، که آه دلم را دمیده اماین روزها، تمام خودم را چکید...

جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشودپیش چشمم زندگی بدتر ز زندا...

لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاستلَختی بخند، خنده‌ی گل زیباستپیشانیت...

زیبایی نظرها را به خود جذب میکند..اما شخصیت،دل ها را؛

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

خدای مهربانم دلم را به تو میسپارم،ببخشای به من عشق و الطاف ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

رقیه بنت الحسین

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط