{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابری ‍شدم، که آه دلم را دمیده ام

ابری ‍شدم، که آه دلم را دمیده ام
این روزها، تمام خودم را چکیده ام

با چشم های مانده به راهم، پر از نگاه ،
تا دور دستِ پنجره ام، قد کشیده ام

مثل کبوتری، نگرانم که هر غروب
از پشت بام خاطره هایم، پریده ام

این کوچه های خسته ی پاییز چشم هام
من، درد شاخه های درختی تکیده ام

انگار بین خاطره هایم زیادی ام
دلخسته ام، قسم به خدایم بریده ام

بغضی گرفته راه نفس های، بی تو را
از قلب خود، صدای شکستن شنیده ام

اینجا کنار قاب نگاهت، چقدر زود ،
خالی تر از همیشه، به پایان رسیده ام
دیدگاه ها (۱)

جمعه ها دلتنگی قلبم دو چندان میشودپیش چشمم زندگی بدتر ز زندا...

بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرممثل یک خانه ی متروکه فقط د...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاستلَختی بخند، خنده‌ی گل زیباستپیشانیت...

ابری ‍شدم، که آه دلم را دمیده اماین روزها، تمام خودم را چکید...

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارمچگونه یاد تو باشم،ولی دوباره...

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارمچگونه یاد تو باشم،ولی دوباره...

@taninبرای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارمچگونه یاد تو باشم،ولی ...

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارمچگونه یاد تو باشم،ولی دوباره...

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارمچگونه یاد تو باشم،ولی دوباره...

مثل من آیا تو هم با ابرها باریده‌ای؟شب‌درآغوشی‌خیالی تا سحرخ...

در راه مهدی عج الله از سر و جان بگذرید

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

#وَ_درد...و دردکه این بار پیش از زخم آمده بودآنقدر در خانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط