{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خیلی وقت است

من خیلی وقت است
عادت کرده ام
بیقراری هایم را، فقط،با لبخند همیشگی تو در قاب عکس لمیده به دیوار
آرام کنم
گوشهٔ خیال تو را بگیرم
و شبها در آغوش نداشته ات
پهلو به پهلو شوم
من خیلی وقت است
قول داده ام
به همه چیز عادت کنم
به نبودن ها
نداشتن ها
ندیدن ها
اما هرگزقول ندادم به
فراموش کردنت عادت کنم.
۹۷/۴/۳۰
دیدگاه ها (۱۲)

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

نماد مرگ پارت شیشم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

لز دشمنان تا عاشقان

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎بعد از مراسم، الین به اتاقش ب...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط