{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


حیاطِ خانه ی ما تنهاست
حیاطِ خانه ی ما
در انتظارِ بارشِ یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد

و حوضِ خانه ی ما خالی است
ستاره های کوچکِ بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتند
و از میانِ پنجره های پریده
رنگِ خانه ی ماهی ها
شبها صدای سرفه می آید
حیاطِ خانه ی ما تنهاست...
#فروغ_فرخزاد

♥ ️
دیدگاه ها (۱)

♡آنچناناز خودم رفته بودمکه آینه ها هم نشانم نمی دادند! #مینا...

♡نسیم خنکی که موهایت را تکان می دهد صدای من است!بارها از تو ...

♡‏انسان در کلمات نیست که بیانِ منحصر می‌یابد بلکه انسان در ن...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

پارت بیستمسه سال بعدعمارتِ بزرگِ مادر سوکجین هنوز پابرجا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط