{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"سایه خون"

"سایه خون"
پارت ۷

یه چند تا پسر اومدن بالای سرمون.
یکیشون با لحن طلبکار گفت: «بلند شید، اینجا مال ماعه.»
من ابرو بالا انداختم: «یعنی چی؟ اینجا مگه مال باباته، اسکُل پَلِش؟»

یهو با صدای بلند گفت: «دختر هرزه! مگه نمی‌دونی اینجا برای رئیس جون‌کوکه؟!»
با خونسردی ولی تیز جواب دادم: «رئیس نمی‌دونم چی‌چی خر کیه که اینطوری گوه‌خوری می‌کنی!»

پسر خواست جواب بده که یه مرد از گوشه‌ی بار اومد جلو و گفت:
«بسه! مهم نیست. یه میز دیگه بگیر. خودتو برای یه دختر دو زاری زرزر نکن.»

پسر هم سریع گفت: «چشم رئیس.»

ربکا زیر لب گفت: «لارا، بیا بریم.»
منم گفتم: «آره، بریم. اینجا فقط برا ادم های حر/وم زاده هایی مثل .»
آخرشو با صدای بلند گفتم که همه بشنون.

از بار زدیم بیرون، سوار ماشین شدیم و راه افتادیم...

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱)

خب خب سلام سلام بچه ها پیج دومم اگه این مسدود شد بیاین اینجا...

"سایه خون" پارت ۸ ویو ربکا وای… چرا اینجوری کرد لارا؟ انگا...

"سایه خون" پارت ۶رفتم حموم و بعد چند دقیقه اومدم بیرون. موه...

✨REGRET✨PART: 9ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

**part*ماشین با ترمز ناگهانی جونگ‌کوک جلوی ویلای بزرگ و مجلل...

مال من باشPart:9ـــــ یک ماه بعد ـــــلارا کف خیابون بود ، ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط