درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی توی فن ساین میبیننت و عاشقت میشن....
بنگچان:
_از اینکه وقتی نزدیکم هستی همه چیز به یه لحظه خوشایند تبدیل میشه واقعا خوشحالم خانوم کوچولو....
☆
چانگبین:
_میدونی چیه؟
×چیه؟
_همونطور که همه ی استیا میدونن من ادم پر حرفی ام ولی وقتی حرف میزنی حتی سکوت هم برام شیرین میشه....عجیبه مگه نه؟
☆
لینو:
_یه چیز تو نگاهت هست که باعث میشه حتی وقتی قراره ترکم کنی حس کنم همه جا کنارمی
☆
هیونجین:
_هر بار که لبخند میزنی، حس میکنم قلبم یه جور دیگه میزنه....
(ا/ت خنده ی کوتاهی سر داد)
×بنظرم توی لاس زدن رو دست نداری و از اینکه باهات صحبت کردم واقعا خوشحالم
هیونجین لبخند محوی زد و با خودش جمله ی «این یه لاس نبود...حقیقت بود» رو گفت
☆
هان:
×راستش قبل از اینکه بیام اینجا یه حس عجیب داشتم و از اینکه تونستم از نزدیک ببینمت واقعا از ته دلم خوشحالم...
_وقتی صحبت میکنی، انگار کلماتم گم میشن.....حتی نمیدونم چی جواب بدم
☆
فلیکس:
_تو برام مثل یه آهنگی که نمیخوام هرگز تموم بشه....گوش دادن بهت هیچ وقت خستهام نمیکنه استی کوچولو
×از تعریف قشنگت ممنونم فرشته ی استی ها......راستش من یکی از علاقه مندی هام خوندن کتاباییه که راز های پنهونی دارن
_واقعا؟
×اوهوم
_من الان حس میکنم تو یه کتاب با راز های مخفی هستی که فقط من اجازه دارم بخونمش
☆
سونگمین:
_امیدوارم که تو و زیباییات فقط یه خواب و رویا باشین
☆
ایان:
×میتونی یکی از خصوصیاتی که توی این مدت کوتاه توی من دیدی رو وصف کنی؟
_خب.....یه چیزی تو حرکاتت هست که آدمو میکشه سمت خودش...مخصوصا وقتی میخندی
END
#تکپارتی
وقتی توی فن ساین میبیننت و عاشقت میشن....
بنگچان:
_از اینکه وقتی نزدیکم هستی همه چیز به یه لحظه خوشایند تبدیل میشه واقعا خوشحالم خانوم کوچولو....
☆
چانگبین:
_میدونی چیه؟
×چیه؟
_همونطور که همه ی استیا میدونن من ادم پر حرفی ام ولی وقتی حرف میزنی حتی سکوت هم برام شیرین میشه....عجیبه مگه نه؟
☆
لینو:
_یه چیز تو نگاهت هست که باعث میشه حتی وقتی قراره ترکم کنی حس کنم همه جا کنارمی
☆
هیونجین:
_هر بار که لبخند میزنی، حس میکنم قلبم یه جور دیگه میزنه....
(ا/ت خنده ی کوتاهی سر داد)
×بنظرم توی لاس زدن رو دست نداری و از اینکه باهات صحبت کردم واقعا خوشحالم
هیونجین لبخند محوی زد و با خودش جمله ی «این یه لاس نبود...حقیقت بود» رو گفت
☆
هان:
×راستش قبل از اینکه بیام اینجا یه حس عجیب داشتم و از اینکه تونستم از نزدیک ببینمت واقعا از ته دلم خوشحالم...
_وقتی صحبت میکنی، انگار کلماتم گم میشن.....حتی نمیدونم چی جواب بدم
☆
فلیکس:
_تو برام مثل یه آهنگی که نمیخوام هرگز تموم بشه....گوش دادن بهت هیچ وقت خستهام نمیکنه استی کوچولو
×از تعریف قشنگت ممنونم فرشته ی استی ها......راستش من یکی از علاقه مندی هام خوندن کتاباییه که راز های پنهونی دارن
_واقعا؟
×اوهوم
_من الان حس میکنم تو یه کتاب با راز های مخفی هستی که فقط من اجازه دارم بخونمش
☆
سونگمین:
_امیدوارم که تو و زیباییات فقط یه خواب و رویا باشین
☆
ایان:
×میتونی یکی از خصوصیاتی که توی این مدت کوتاه توی من دیدی رو وصف کنی؟
_خب.....یه چیزی تو حرکاتت هست که آدمو میکشه سمت خودش...مخصوصا وقتی میخندی
END
- ۲۶.۱k
- ۲۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط