تمام تنم میسوزد از زخمهایی که خورده ام
تمام تنم میسوزد از زخمهایی که خورده ام
درد یک اتفاق که شاید با اتفاق تو،
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛
من از دست رفته ام ، شکسته ام،
میفهمی؟؟
به انتهای بودنم رسیده ام،
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند....
درد یک اتفاق که شاید با اتفاق تو،
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛
من از دست رفته ام ، شکسته ام،
میفهمی؟؟
به انتهای بودنم رسیده ام،
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند....
- ۶۲۶
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط