سنگدل
#سنگدل
part 26
با صدای خدمتکار ها از خواب بیدار شد
اطرافش را نگاه کرد
در اتاق جینو بود ولی خود جینو نبود
صدای خدمتکار ها از بیرون اتاق می آمد
از روی تخت بلند شد
چیزی روی میز توجهش را جلب کرد
به سمت میز رفت
ی کاغذ نه یک نامه بود
نامه رو خوند
از طرف جینو بود
نامه=
"رومی امشب قراره با یک مهمونی بریم یک لباس واست گذاشتم و آرایشت لطفا کم باشه این بار به میکاپ آرتیست نگفتم بیاد حواست به همه چی باشه شب میبینمت"
رومی خنده تو دلی کرد
با چشم دنبال لباس گشت
لباسی دخترانه در اتاق لباس جینو به چشمش خورد
نامه رو سرجاش گذاشت
به طرف لباس رفت
وارد اتاق لباس ها شد
از زیبایی لباس زبانش بند آمده بود
زیبا بود
پروانه های روی لباس
رنگ لباس
همه چیزش بی نقص بود
به آینه نگاهی کرد
لباس رو تنش زیباتر شده بود
به طرف میز لوازم آرایشی داخل اتاق خود رفت کمی کرم زد و خط چشم کوچکی کشید یک ریمل و یک تینت زد
آماده بود
ساعت 8 شب بود
منتظر جینو در اتاق جینو نشسته بود
در اتاق باز شد
جینو وارد اتاق شد
رومی بلند شد
جینو نگاهی به رومی انداخت
_عا آماده ای؟؟
+بله ارباب
_اونجا ارباب صدام نکن مثل قبل بگو عزیزم
+باشه
_خوبه..حالا بیا بریم
+بریم
جینو دستش رو به طرف رومی گرفت
رومی به طرف جینو رفت
دستش را در دست جینو گذاشت و حرکت کردند
به محل مهمانی رسیدند
وارد عمارت شدند
جینو و رومی به طرف دوستان جینو حرکت کردند
دور هم نشستند و گرم صحبت شدند
گرم صحبت بودند که مردی به طرفشان آمد
جینو متوجه نزدیک شدن آن مرد شد و رومی را به خود نزدیک تر کرد و دستش را دور ک..مر رومی حلقه ک..رد
مرد به طرفشان آمد
مرد=او جینو
_هوم؟؟
مرد نگاهی به رومی انداخت
مرد دستش را به سمت موی رومی برد و موهای رومی را دور انگشتش چرخاند
مرد=چه بانوی زیبایی
جینو عصبی شد و بلند شد
ادامه دارد......
part 26
با صدای خدمتکار ها از خواب بیدار شد
اطرافش را نگاه کرد
در اتاق جینو بود ولی خود جینو نبود
صدای خدمتکار ها از بیرون اتاق می آمد
از روی تخت بلند شد
چیزی روی میز توجهش را جلب کرد
به سمت میز رفت
ی کاغذ نه یک نامه بود
نامه رو خوند
از طرف جینو بود
نامه=
"رومی امشب قراره با یک مهمونی بریم یک لباس واست گذاشتم و آرایشت لطفا کم باشه این بار به میکاپ آرتیست نگفتم بیاد حواست به همه چی باشه شب میبینمت"
رومی خنده تو دلی کرد
با چشم دنبال لباس گشت
لباسی دخترانه در اتاق لباس جینو به چشمش خورد
نامه رو سرجاش گذاشت
به طرف لباس رفت
وارد اتاق لباس ها شد
از زیبایی لباس زبانش بند آمده بود
زیبا بود
پروانه های روی لباس
رنگ لباس
همه چیزش بی نقص بود
به آینه نگاهی کرد
لباس رو تنش زیباتر شده بود
به طرف میز لوازم آرایشی داخل اتاق خود رفت کمی کرم زد و خط چشم کوچکی کشید یک ریمل و یک تینت زد
آماده بود
ساعت 8 شب بود
منتظر جینو در اتاق جینو نشسته بود
در اتاق باز شد
جینو وارد اتاق شد
رومی بلند شد
جینو نگاهی به رومی انداخت
_عا آماده ای؟؟
+بله ارباب
_اونجا ارباب صدام نکن مثل قبل بگو عزیزم
+باشه
_خوبه..حالا بیا بریم
+بریم
جینو دستش رو به طرف رومی گرفت
رومی به طرف جینو رفت
دستش را در دست جینو گذاشت و حرکت کردند
به محل مهمانی رسیدند
وارد عمارت شدند
جینو و رومی به طرف دوستان جینو حرکت کردند
دور هم نشستند و گرم صحبت شدند
گرم صحبت بودند که مردی به طرفشان آمد
جینو متوجه نزدیک شدن آن مرد شد و رومی را به خود نزدیک تر کرد و دستش را دور ک..مر رومی حلقه ک..رد
مرد به طرفشان آمد
مرد=او جینو
_هوم؟؟
مرد نگاهی به رومی انداخت
مرد دستش را به سمت موی رومی برد و موهای رومی را دور انگشتش چرخاند
مرد=چه بانوی زیبایی
جینو عصبی شد و بلند شد
ادامه دارد......
- ۷.۳k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط