سنگدل
#سنگدل
part 27
جینو عصبی شد
بلند شد
یقه مرد را گرفت و به سمت پرتش کرد
به طرف مرد رفت
ک....لتش را در آورد و به سمت مرد گرفت
_اگه ی بار دیگه دور و بر زنم ببینمت میکشمت
رومی ترسیده سر جایش خشکش زده بود
جینو بیخیال مرد شد و به سمت رومی برگشت
رومی را در آغوش گرفت
موهایش را نوازش کرد
_آروم باش رومی آروم باش من پیشتم
+ج..جینو..او..اون..
_هیسس..تا وقتی من هستم نگران چیزی نباش همیشه مواظبتم همیشه هواتو دارم نمیزارم کسی اذیتت کنه نمیزارم کسی بهت چپ نگاه کنه تا وقتی من کنارتم نترس من هواتو دارم
رومی بغض کرد
اشکی از چشمش چکید
تا به حال کسی این حرف ها رو بهش نگفته بود
خیلی منتظر این حرف ها بود
ولی..
ولی تا به الان کسی نبود بهش بگه
کسی نبود اینقدر باهاش مهربون باشه
جینو با دیدن حال رومی سریع بلند شد و کتش را روی شونه رومی انداخت و رومی را بلند کرد و اونجا رو ترک کردن
به عمارت رسیدن
رومی وارد اتاقش شد(جینو بهش ی اتاق واسه خودش داده)
جینو خواست پشت رومی وارد اتاق شه ولی منصرف شد
خواست کمی رومی گریه کنه و آروم شه بعد
چند ساعتی گذشت
صدای رومی هنوز می اومد
جینو نگران شد
در اتاق رومی را زد
+اهم..بفرمایید
جینو وارد اتاق شد
رومی در اتاق نبود
تعجب کرد
_رومی..رومی کجایی؟؟
رومی از WC داخل اتاق خارج شد
+ب..بله ارباب
جینو رومی رو آنالیز کرد
چشماش قرمز بود
به سمت رومی رفت
رومی رو به آغوش کشید
_چند ساعته صدای گریت میاد فکر میکنی این ازم پنهون میمونه
+عا..ببخشید
_نیازی به گفتن ببخشید نیست
جینو رومی رو از آغوشش بیرون آورد
ادامه دارد......
part 27
جینو عصبی شد
بلند شد
یقه مرد را گرفت و به سمت پرتش کرد
به طرف مرد رفت
ک....لتش را در آورد و به سمت مرد گرفت
_اگه ی بار دیگه دور و بر زنم ببینمت میکشمت
رومی ترسیده سر جایش خشکش زده بود
جینو بیخیال مرد شد و به سمت رومی برگشت
رومی را در آغوش گرفت
موهایش را نوازش کرد
_آروم باش رومی آروم باش من پیشتم
+ج..جینو..او..اون..
_هیسس..تا وقتی من هستم نگران چیزی نباش همیشه مواظبتم همیشه هواتو دارم نمیزارم کسی اذیتت کنه نمیزارم کسی بهت چپ نگاه کنه تا وقتی من کنارتم نترس من هواتو دارم
رومی بغض کرد
اشکی از چشمش چکید
تا به حال کسی این حرف ها رو بهش نگفته بود
خیلی منتظر این حرف ها بود
ولی..
ولی تا به الان کسی نبود بهش بگه
کسی نبود اینقدر باهاش مهربون باشه
جینو با دیدن حال رومی سریع بلند شد و کتش را روی شونه رومی انداخت و رومی را بلند کرد و اونجا رو ترک کردن
به عمارت رسیدن
رومی وارد اتاقش شد(جینو بهش ی اتاق واسه خودش داده)
جینو خواست پشت رومی وارد اتاق شه ولی منصرف شد
خواست کمی رومی گریه کنه و آروم شه بعد
چند ساعتی گذشت
صدای رومی هنوز می اومد
جینو نگران شد
در اتاق رومی را زد
+اهم..بفرمایید
جینو وارد اتاق شد
رومی در اتاق نبود
تعجب کرد
_رومی..رومی کجایی؟؟
رومی از WC داخل اتاق خارج شد
+ب..بله ارباب
جینو رومی رو آنالیز کرد
چشماش قرمز بود
به سمت رومی رفت
رومی رو به آغوش کشید
_چند ساعته صدای گریت میاد فکر میکنی این ازم پنهون میمونه
+عا..ببخشید
_نیازی به گفتن ببخشید نیست
جینو رومی رو از آغوشش بیرون آورد
ادامه دارد......
- ۱۰.۳k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط