می گفت: اشتباهی خونه یه آقای پیری رو گرفتم، اومدم معذرتخ
می گفت: اشتباهی خونه یه آقای پیری رو گرفتم، اومدم معذرتخواهی کنم،هی میگفت: علی جان تویی...؟هی میگفتم: ببخشید پدر جان، اشتباه گرفتم،...! باز میگفت: رضا جان تویی بابا...؟میگفتم: نه پدر جان اشتباه شده ببخشید، اسم سوم رو که گفت، دلم شکست،گفتم: آره پدر جان، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد.
-حواسمون به پدر و مادر و پدربزرگ و مادر بزرگا باشه ..
فقط یه تلفن ...-
-حواسمون به پدر و مادر و پدربزرگ و مادر بزرگا باشه ..
فقط یه تلفن ...-
- ۲.۲k
- ۰۴ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط