توت فرنگی رو.خیلی دوست داشتم.برای همین یه شب توت فرنگی ها
توت فرنگی رو.خیلی دوست داشتم.برای همین یه شب توت فرنگی هامو بردم توی تخت خوابم که پیش خودم بخوابن.
اما صبح که بیدار شدم دیدم همه ی توت فرنگی هام له شدن...اونوقت فهمیدم اونی که دوستش دارم رو نباید ببرم تو تخت خوابم،چون خراب میشه!
وقتی مدرسه می رفتم یه ابرنگ داشتم که خیلی دوسش داشتم.و به همه هم کلاسیام نشونش میدادم.اما یه روز دیدم تو کیفم نیستش و هیچوقت معلوم نشد کی اونو برداشته...اونوقت فهمیدم اونیکه دوسش دارم رو نباید به هیچکس نشون بدم چون ممکنه ازم بدزدنش!
وقتی یه نفر رو دوست داشتم همیشه بهش میگفتم که دوسش دارم و بخاطرش هرکاری میکردم،اما وقتی دیدم داره ازم دور میشه فهمیدم دیگه نباید بهش بگم دوسش دارم وگرنه اینجوری از دست میدمش...برای همین دیگه نگفتم دوستش دارم،ازاد گذاشتمش!
تو دستم نگرفتمش که بیوفته بشکنه،به کسی نشونش ندادم که ازم بدزدنش،نگران از دست دادنش نشدم که از دستم بره..اما یه روز برگشتم نگاه کردم دیدم سرش با کسای دیگه گرم شده ومنو فراموش کرده...
هیچوقت نفهمیدم اونی که دوسش دارم رو چجوری نگه دارم!!..
اما صبح که بیدار شدم دیدم همه ی توت فرنگی هام له شدن...اونوقت فهمیدم اونی که دوستش دارم رو نباید ببرم تو تخت خوابم،چون خراب میشه!
وقتی مدرسه می رفتم یه ابرنگ داشتم که خیلی دوسش داشتم.و به همه هم کلاسیام نشونش میدادم.اما یه روز دیدم تو کیفم نیستش و هیچوقت معلوم نشد کی اونو برداشته...اونوقت فهمیدم اونیکه دوسش دارم رو نباید به هیچکس نشون بدم چون ممکنه ازم بدزدنش!
وقتی یه نفر رو دوست داشتم همیشه بهش میگفتم که دوسش دارم و بخاطرش هرکاری میکردم،اما وقتی دیدم داره ازم دور میشه فهمیدم دیگه نباید بهش بگم دوسش دارم وگرنه اینجوری از دست میدمش...برای همین دیگه نگفتم دوستش دارم،ازاد گذاشتمش!
تو دستم نگرفتمش که بیوفته بشکنه،به کسی نشونش ندادم که ازم بدزدنش،نگران از دست دادنش نشدم که از دستم بره..اما یه روز برگشتم نگاه کردم دیدم سرش با کسای دیگه گرم شده ومنو فراموش کرده...
هیچوقت نفهمیدم اونی که دوسش دارم رو چجوری نگه دارم!!..
- ۱۵.۶k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط