{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوام

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوام
یونگی: باشه
لونا: خب همین رژلب کافیه
یونگی: آفرین من از آرایش زیاد خوشم نمیاد
لونا: و...ولی من دوست دارم شروع کردم به برداشتن کلی لوازم آرایشی ولی خودمم دوست ندارم فقط باید قبل اینکه ازدواج کنیم طلاق بگیریم باید کاری کنم از من بدش بیاد
یونگی: چرا اینکارو می‌کنی کن دوست دارم و لی چرا تو کاری نمی کنی بیشتر دوست داشته باشم و کاری می‌کنی ولت کنم میدونی چیه من میرم خودت برگرد خونه
لونا: یونگی کجا داری میری
یه ساعت بعد
لونا: هوف حالا چطوری برم خونه من راه رو بلد نیستم باید فعلاً توی یه هتلی بمونم
دیدم دوتا پسر دارم میرن رفتم از اونا پرسیدم
پسر اول: وای شما چقدر خوشگلی
لونا: مرسی من دنبال هتل هستم میشه بگید کجاست
خوب که نگاه کردم دیدم توی جیبش یه چاقو هست
لونا: بیخیالش با بادیگارد هام میرم
اینجوری گفتم که بترسن خیلی میترسیدم دیدم یه نفر پلاستیک
توی دستم رو گرفت و برد بارون داشت میومد داشتم گریه میکردم که دیدم یه چتر بالای سرم هست نگاه کرده که دیدم
یونگی هست
لونا: خیلی بدی چرا رفتی نزدیک بود بمیرم تو منو دوست نداری( با گریه )
همینجوری بهش مشت می‌زدم ولی اروم که منو انداخت رو کولش برد خونه
یونگی: ببخشید
لونا هیچی نگفت
یونگی: پلاستیک ها کجاست
لونا دوباره گریش گرفت
لونا: ازم گرفتن دوزدینش حالا چطوری بخوابم بدون عروسک
یونگی: بیا اتاق من بخواب من رو مبل می‌خوابم تو روی تخت اینجوری منم کنارت هست نمی ترسی غذا هم روی میزه هفته بعد باید بریم مدرسه
لونا: باشه( با گریه )
یونگی: گریه نکن دیگه گفتم که ببخشید اشتباه کردم خوشگلم
لونا:.............
دیدگاه ها (۰)

پارت چهار لونا: یونگی من می‌خوام توی کره جنوبی درس بخونم اگر...

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

کپشن مهم💖👇سلام دوستای عزیزم💖من یه ویدیو توی یوتیوب دیدم و خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط