{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نيستــي کــه بــريــزمــت روي عميــق تــريــن زخمــم!

نيستــي کــه بــريــزمــت روي عميــق تــريــن زخمــم!
نيستــي کــه نميــرم،
نيستــي!
از اينهمــه زخمهــاي خــالــي نــه،
از اينهمــه کــه نيستــي،
مُــردم . . .

کامران رسول زاده
دیدگاه ها (۷)

مثل«داش آکل» که برق چشم یک دختر به بادش داده باشدمثل یک «فرم...

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان راآشفته ی خود ساز زمین را ...

ﺷﺐ ﺑﻮﺩﻭﻣﺎﻩ ﻭﺍﺧﺘﺮ ﻭ ﺷﻤﻊ ﻭﻣﻦﻭﺧﯿﺎﻝ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﺑﻪﻧﻐﻤﻪ ﻣﺮﻏﯽ ﭘﺮﯾﺪ...

آخر به من بگو که تو طاقت می آوری؟تو دل به من ببندی و من دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط