{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید.

به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟؟
گفتند : با دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم
" خدا " تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟؟
بازم خندید و گفت:
خیلی ساده فقط پاس بده به من,
باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو .....
دیدگاه ها (۱۱)

دلم هوسِ جمعه هایی را کرده،که لحظه شماری میکردمبرای دیدنِ رو...

مهم نیست دیگران تو را چگونه می بینند!مهم این است که تو چگونه...

✿↝.. Ş๐რăყҽ ..↜✿. T:پیشکش میکنم مهربانی را به کسانی کهاز دل ...

دوست دختر بامزه من پارت دوویو راوی: بعد از اماده شدن کل تیم ...

پارت ۴اِستار و ویلیام هردو کارهاشون رو کرده بودن و الان هردو...

همخونه اجباری.. پارت 52."ویو پارک دوین"گوشیم رو روی مبل اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط