{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 6

ویو جیمین
ماشینم رو پارک کردم و پیاده شدم
*جیمین ماشین پارک کرد کیفش رو از ماشین برداشت و پیاده شد و کیفش رو انداخت روی شونه اش و با حالت زیبا رفت داخل که کل بادیگاردها تا کمر خم شدن برای جیمین.......آجوما امد پیش جیمین و تعظیم کرد*
علامت آجوما ٪
٪خسته نباشید آقا بفرمایید غذا مورد علاقتون پختم
_ممنونم آجوما.....پدر و مادرم کجان؟
٪آقا تو اتاق کارشون هستن و خانم رفتن بیرون خرید
_باشه آجوما به بابام بگو من امشب میرم بیرون دیر برمیگردم
٪حتما بهشون میگم «تعظیم کرد و رفت»
*جیمین رفت تو اتاقش لباس هاش رو عوض کرد*
_هنوز ساعت 4 هست یکم میخوابم تا ساعت 8
*جیمین خوابید و بعد از دو ساعت بیدار شد و رفت پایین تا قبل از رفتن کمی غذا بخوره*
_آجوما میشه برام کیمچی و سوشی بیاری؟
٪حتما الان میارم لطفاً شما بشینید
*جیمین رفت نشست که دید تنهاست که پرسید*
_آجوما مامان بابام کجان؟
٪آقا و خانم گفتن فعلا غذا نمی خورن
_باشه به هر حال لازم ندارمشون«با بی خیالی»
*جیمین غذاش رو خورد و رفت اتاقش دوش 20 مینی گرفت و امد بیرون لباس مشکی پوشید و موهاش رو سشوار کشید و رفت بیرون سوار ماشینش شد*

شرط ها نرسید ولی گذاشتم 🙂
پارت بعد هم تا شب میزارم 😊
دیدگاه ها (۲)

آجی گا*یید*ش🤣🤣

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 5ویو ا.ت *وسایل هامو جمع کردم خواس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط