{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 4

_نظرم عوض شد دلم توت فرنگی میخواد
*خم شد و توت فرنگی گاز گرفت ا.ت رو خورد جیمین آروم توت فرنگی رو گاز گرفت و بعد بدنش رو صاف کرد و با صدای آروم که انگار چیزی نشده به ا.ت گفت
_خوشمزس دوست دارم طعم لبات هم توت فرنگی باشه
*ا.ت گیج شده بود و فقط با چشمای معصوم درشت که ازش گیجی می بارید به جیمین خیره شده بود و با صدای آروم گفت
+تو.....چرا این کارو..کردی؟
_دلم خواست مشکلی داره؟
...........+
_به هر حال من میرم ولی بدون بنظرم هیچ توت فرنگی به خوشمزگی لبات نیست کوجولو «پوزخندی زد و از اونجا رفت»
+الان.....چی شد چرا من نفهمیدم..... بیخیال
*ا.ت به خوردن توت فرنگی هاش ادامه داد و به امروز فکر نکرد*
ویو جیمین
اون دختر واقعاً معصومه اما حیف من قراره دلش رو بشکنم اون خیلی معصومه و من دوست دارم اون مصومیت رو با خاک یکسان کنم خیلی سرگرم کنندس
*جیمین رفت سر کلاس دید که ا.ت تو کلاس نشسته و آرومه جیمین پوزخندی زد و رفت چند ردیف عقب تر از ا.ت نشست تا اون رو کامل زیر نظر بگیره از عقب*
ویو جیمین
اون دختر خیلی آرومه حالم رو بد میکنه خوشم نمیاد اهمیت ندادم که استاد امد سر کلاس اه این زنگ تاریخ داشتیم خیلی مسخرس از تاریخ متنفرم اما باید بشینم سر کلاس اوفففف 😒
*نیم ساعت بعد کلاس تموم شد و این زنگ آخر بود بچه ها همشون خسته وسایل ها شون رو جمع کردن و رفتن و فقط ا.ت و جیمین تو کلاس بودن*
ویو ا.ت
وسایل هامو جمع کردم خواستم برم سمت در که یهو.......


شرط: ۱۵ لایک ۱۰ کامنت ۵ بازنشر 🙂
دیدگاه ها (۵)

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 5ویو ا.ت *وسایل هامو جمع کردم خواس...

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 3=داداش الان وقتشه برو پیشش منم می...

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 2*جیمین چشمش به ا.ت خورد که آروم ن...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط