پارت اول
پارت اول🍯
ویو لونا(ساعت ۷ صبح)
امروز قرار بود به یه شرکت مدلینگ برم برای استخدام خیلی دوس دارم قبولم کنن چون خیلی به پولش نیاز دارم شنیده بودم اونجا هم حقوق خوبی میده هم مکان خوبی برای کار کردنه و امنیت بالایی داره سوار مترو شدم از اونجایی که تو کیفم بیسکویت داشتم و خیلی گشنم بود درش اوردم و خوردم
(پرش زمانی به ساعت ۸ و رسیدن لونا)
از دید ادمین
وقتی میخواست وارد شرکت بشه نگهبان جلوش رو گرفت
نگهبان: چرا اومدی اینجا؟(جدی)
+(علامت لونا): برای تحویل دادن رزومه اومدم(مصمم)
نگهبان: خوب برو داخل(جدی)
+: باشه
لونا وارد شرکت میشه و به سمت دفتر مدیر شرکت راه میوفته بعد ده دقیقه میرسه و در میزنه
-(علامت جونکوک): بیا تو(همه ی حرفای کوک جدی هست)
+: سلام جناب برای کار اومدم اینجا(همه حرف های لونا مودبانه هست)
-: خوب رزومه داری؟
+: بفرمایید
بعد پنج دقیقه
-: بفرما خانم پارک از امروز شروع به کار میکنید و منشی دفترم هستید میدونید باید چه کار کنید یا بگم؟
+: ممنون بابت کار و میدونم باید چه کار کنم دستتون درد نکنه
لونا از دفتر کار کوک بیرون اومد و پشت میز کارش نشست و شروع کرد به خوندن پرونده هایی که روی میز بود
ویو کوک
از وقتی این دختر رو دیدم یه حس عجیبی بهم دست داد ولی فکر کنم خیالاتی شدم اه کوک به خودت بیا اون فقط منشی شرکته بهتره برم به کارام برسم دو ساعت دیگه جلسه دارم
ادامه دارد...
خوب ممنون که تا اینجا اومدی ممنون میشم که لایک کنی و کامنت بزاری فرشته کوچولو💜
شرط پارت بعد: ۵ لایک
ممنون میشم نظرتو بهم بگی که بتونم بهتر ادامه بدم💜
اگر ایرادی داشت بهم بگید💜
ویو لونا(ساعت ۷ صبح)
امروز قرار بود به یه شرکت مدلینگ برم برای استخدام خیلی دوس دارم قبولم کنن چون خیلی به پولش نیاز دارم شنیده بودم اونجا هم حقوق خوبی میده هم مکان خوبی برای کار کردنه و امنیت بالایی داره سوار مترو شدم از اونجایی که تو کیفم بیسکویت داشتم و خیلی گشنم بود درش اوردم و خوردم
(پرش زمانی به ساعت ۸ و رسیدن لونا)
از دید ادمین
وقتی میخواست وارد شرکت بشه نگهبان جلوش رو گرفت
نگهبان: چرا اومدی اینجا؟(جدی)
+(علامت لونا): برای تحویل دادن رزومه اومدم(مصمم)
نگهبان: خوب برو داخل(جدی)
+: باشه
لونا وارد شرکت میشه و به سمت دفتر مدیر شرکت راه میوفته بعد ده دقیقه میرسه و در میزنه
-(علامت جونکوک): بیا تو(همه ی حرفای کوک جدی هست)
+: سلام جناب برای کار اومدم اینجا(همه حرف های لونا مودبانه هست)
-: خوب رزومه داری؟
+: بفرمایید
بعد پنج دقیقه
-: بفرما خانم پارک از امروز شروع به کار میکنید و منشی دفترم هستید میدونید باید چه کار کنید یا بگم؟
+: ممنون بابت کار و میدونم باید چه کار کنم دستتون درد نکنه
لونا از دفتر کار کوک بیرون اومد و پشت میز کارش نشست و شروع کرد به خوندن پرونده هایی که روی میز بود
ویو کوک
از وقتی این دختر رو دیدم یه حس عجیبی بهم دست داد ولی فکر کنم خیالاتی شدم اه کوک به خودت بیا اون فقط منشی شرکته بهتره برم به کارام برسم دو ساعت دیگه جلسه دارم
ادامه دارد...
خوب ممنون که تا اینجا اومدی ممنون میشم که لایک کنی و کامنت بزاری فرشته کوچولو💜
شرط پارت بعد: ۵ لایک
ممنون میشم نظرتو بهم بگی که بتونم بهتر ادامه بدم💜
اگر ایرادی داشت بهم بگید💜
- ۱.۱k
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط