اسم چند پارتی منشی من
اسم چند پارتی: منشی من
پارت ۲🍯
ویو کوک
امروز چند تا جلسه داشتم که همشون راجع به فشن و مد بود و طراحی لباسا بعد جلسه قرار بود عکس برداری بشه
ولی تو جلسه حال دختره بد شد و نتونست برای عکس برداری بمونه
خیلی نگران بودم که باید چیکار کنم لونا اومد بهم گفت که
+: جناب جئون دیگه جلسه ندارید و یه سری پرونده رو باید امضا کنید
-: اها باش پرونده هارو بزار و برو برام قهوه تلخ بیار
+: چشم
و رفت
اون دختر خیلی خوشگله مخصوصا اون موهاش که بازه و چشاش دیوونم میکنه
ویو لونا
واقعا چرا اون جئون لعنتی باید انقدر کراش باشه😫
قهوه رو میگیرم و میبرم براش همین اخه دختر تو چیت به اون میخوره اون دوست نداره تو فقط برای اون یه منشی هستی تو فقط کاراشو راحت تر میکنی براش همینو بس
ویو ادمین
وقتی لونا تو این فکرا بود قهوه اماده شد و برد برای کوک هیچکدوم نمیدونستن که حسشون دو طرفس لونا قهوه رو داد به کوک و برگشت پشت میزش از اونجایی که کاری نداشت انجام بده سرشو گذاشت رو میز و چشاش رو بست و تو افکارش غرق شده بود
ویو لونا
سرمو گذاشتم رو میز و داشتم به جئون فکر میکردم که یه نفر زد رو میزم سرمو گرفتم بالا دیدم یه دختر جلوی میزم بود که بهش میخورد ۲۰ سالش باشه یه لباس خیلی باز پوشیده بود انگار هیچی تنش نبود و یه ارایش غلیظ داشت بهش گفتم
+: بفرمایید با چه کسی کار داشتید؟
که بهم گفت
دختره: با من درست حرف بزن اصلا میدونی من کی هستم که اینجوری باهام حرف میزنی؟
+: خانم محترم لطفا داد نزنید اگر چیزی گفتم که باعث ناراحتیتون شده عذر میخوام
دختره: از این به بعد منو خانم جئون صدا میکنی فهمیدی؟ من لیندا هستم دختر عموی کوک و اینم بگم خیلی نزدیکش نشو چون تیکه بزرگه گوشته فهمیدی چی میگم هرزه جون؟
-: عه کی به کی میگه هرزه مگه نگفتم یه بار دیگه با کارمندام اینطوری حرف بزنی چی میشه؟(حدی و عصبی)
لیندا: وای کوکی متوجه نشدم اومدی عشقم
-: صد دفعه گفتم منو اینجوری صدا نکن(بازم جدی)
-: نگهبان میشه خانم جئون رو تا دم در همراهی کنی(با طعنه)
بعد رفتن لیندا
ویو کوک
بعد رفتن لیندا برگشتم سمت لونا که دیدم بغض کرده
-: ببخشید لونا(مهربون)
+: چرا معذرت خواهی میکنین من باید ازتون تشکر کنم جناب جئون
-: میشه رسمی حرف نزنی؟
+: چشم چیز یعنی باشه(با لبخند خجالتی)
-: خوب میخواستم بهت یه چیزی بگم
+: اها باشه گوش میدم
-: اینجا نمیشه میشه شب باهام بیای بیرون؟
+: چشم
پارت ۲🍯
ویو کوک
امروز چند تا جلسه داشتم که همشون راجع به فشن و مد بود و طراحی لباسا بعد جلسه قرار بود عکس برداری بشه
ولی تو جلسه حال دختره بد شد و نتونست برای عکس برداری بمونه
خیلی نگران بودم که باید چیکار کنم لونا اومد بهم گفت که
+: جناب جئون دیگه جلسه ندارید و یه سری پرونده رو باید امضا کنید
-: اها باش پرونده هارو بزار و برو برام قهوه تلخ بیار
+: چشم
و رفت
اون دختر خیلی خوشگله مخصوصا اون موهاش که بازه و چشاش دیوونم میکنه
ویو لونا
واقعا چرا اون جئون لعنتی باید انقدر کراش باشه😫
قهوه رو میگیرم و میبرم براش همین اخه دختر تو چیت به اون میخوره اون دوست نداره تو فقط برای اون یه منشی هستی تو فقط کاراشو راحت تر میکنی براش همینو بس
ویو ادمین
وقتی لونا تو این فکرا بود قهوه اماده شد و برد برای کوک هیچکدوم نمیدونستن که حسشون دو طرفس لونا قهوه رو داد به کوک و برگشت پشت میزش از اونجایی که کاری نداشت انجام بده سرشو گذاشت رو میز و چشاش رو بست و تو افکارش غرق شده بود
ویو لونا
سرمو گذاشتم رو میز و داشتم به جئون فکر میکردم که یه نفر زد رو میزم سرمو گرفتم بالا دیدم یه دختر جلوی میزم بود که بهش میخورد ۲۰ سالش باشه یه لباس خیلی باز پوشیده بود انگار هیچی تنش نبود و یه ارایش غلیظ داشت بهش گفتم
+: بفرمایید با چه کسی کار داشتید؟
که بهم گفت
دختره: با من درست حرف بزن اصلا میدونی من کی هستم که اینجوری باهام حرف میزنی؟
+: خانم محترم لطفا داد نزنید اگر چیزی گفتم که باعث ناراحتیتون شده عذر میخوام
دختره: از این به بعد منو خانم جئون صدا میکنی فهمیدی؟ من لیندا هستم دختر عموی کوک و اینم بگم خیلی نزدیکش نشو چون تیکه بزرگه گوشته فهمیدی چی میگم هرزه جون؟
-: عه کی به کی میگه هرزه مگه نگفتم یه بار دیگه با کارمندام اینطوری حرف بزنی چی میشه؟(حدی و عصبی)
لیندا: وای کوکی متوجه نشدم اومدی عشقم
-: صد دفعه گفتم منو اینجوری صدا نکن(بازم جدی)
-: نگهبان میشه خانم جئون رو تا دم در همراهی کنی(با طعنه)
بعد رفتن لیندا
ویو کوک
بعد رفتن لیندا برگشتم سمت لونا که دیدم بغض کرده
-: ببخشید لونا(مهربون)
+: چرا معذرت خواهی میکنین من باید ازتون تشکر کنم جناب جئون
-: میشه رسمی حرف نزنی؟
+: چشم چیز یعنی باشه(با لبخند خجالتی)
-: خوب میخواستم بهت یه چیزی بگم
+: اها باشه گوش میدم
-: اینجا نمیشه میشه شب باهام بیای بیرون؟
+: چشم
- ۶۷۱
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط